دانلود پایان نامه

توجه دارد و بزه را يک پديده اجتماعي مي شناسد. در تحقيقات جرم شناسي به عوامل قومي، مهاجرت، ناسازگاري بعضي از گروه ها، عدم رشد، خرده فرهنگ توجه دارد وي را از زمره دانشمنداني بايد شمرد که جنايت را مسئله اي ناشي از تعارض فرهنگي مي شناسد و نظريه معاشرت ترجيحي از اوست. ساترلند در کنار محيط طبيعي، به نقش مسلم محيط انتفاعي بازرگاني و صنعتي و مالي پرداخته و نحوه تأثير آن ها را در پديد آوردن و توسعه تبهکاران بررسي نموده است و نقش محيط طبيعي را ضعيف و بي اثر مي شمارد. عقيده ساترلند بر اين است که “از مدت ها پيش کوشيدند تا اثر عوامل طبيعي را در رفتار جنايي کشف نمايند و بين طبيعت و جرم رابطه عليت بيايند. مثلاً ثابت نمايند که جرايم عليه مالکيت در زمستان و جرايم عليه اشخاص در تابستان بيش تر از ساير فصول است، لکن درباره نتايجي که به دست آمده است بايد گفت که در پاره اي موارد شرايط و اوضاع طبيعي رابطه بسيار ناچيزي با تبهکاري دارند و حتي در پاره اي موارد اين رابطه ناچيز وجود ندارد. به طور کلي نظريه محققاني که رابطه جرم و عوامل طبيعي را پذيرفته اند متضمن مستثنيات فراواني است مانند اين که نوزادکشي در زمستان بيش تر از ساير فصول است و حال آن که آدم کشي در تابستان بيش تر رخ مي دهد. در ثاني شرايط و اوضاع طبيعي، محيطي را که انسان ها در آن به سر مي برند مقيد مي سازد و در نتيجه مي تواند مشکلاتي در تماس هاي بين اشخاص به وجود آورد يا بعضي از آن ها را تسهيل نمايد. در صورت نخست، عوامل طبيعي، موقعيت هايي براي ارتکاب جرم پديد مي آورد. به اين ترتيب قسمت اعظم جرايم عليه اشخاص در تابستان محتملاً ناشي از کثرت تماس هاي انساني در اين فصل است. اشميد گزارش داد که نرخ آدمکشي در شهر ستل در زمستان به حداکثر مي رسد و توضيح داد که اين امر ناشي از هجوم کارگران فصلي در پايان پاييز است. وي ثابت نکرده است که تغييرات حاصله در شرايط جغرافيايي انعکاسي در وضع رفتار و تأثيري در ارزش هايي که تبهکاري را تسهيل مي کند داشته باشد.” به هر حال هر چند رابطه قطعي و جزمي بين عوامل طبيعي و وقوع بزه نمي توان يافت لکن عوامل طبيعي به تنهايي مؤثر در بروز بزه نيست بلکه با ترکيب عوامل اجتماعي و خصوصيات جسماني و رواني افراد ممکن است نقش مثبت يا منفي داشته باشد.
5) نظر استاد استفاني در مورد محيط طبيعي
استفاني استاد دانشگاه حقوق، اقتصاد و علوم اجتماعي پاريس در کتابي تحت عنوان “حقوق جزاي عمومي و جرم شناسي” که با همکاري لواسور استاد همان دانشگاه تأليف کرده اند عوامل جرم زا را به دو دسته دروني و بيروني تقسيم کرده اند مراد استادان ارجمند از عوامل بيروني جرم زا، همان محيط زيست و عوامل اجتماعي است و آن را به چهار گروه: محيط طبيعي، محيط اقتصادي، محيط خانوادگي و محيط اجتماعي تقسيم کرده اند که محيط طبيعي شامل عوامل زير مي باشد:
1 ـ محيط جغرافيايي: نوع زندگي مردم کشورهاي کوهستاني، جلگه اي، ساحلي، مرکزي، يکسان نيست و نوع جرايم آن ها با يکديگر متفاوت است.
2 ـ اقليم و فصول: عرض جغرافيايي کشور، آب و هوا، رطوبت، برودت، گرما و طول شب و روز در نوع و تعداد بزه مؤثر است. عرض جغرافيايي کشور در فيزيولوژي ساکنان آن و در منش و اخلاق آنان مؤثر است. جنايات خونين در مناطق جنوبي فراوان بوده است. بلندي روزهاي تابستان که مهد زندگي اجتماعي و موجب توسعه روابط مردم است به تنهايي براي افزايش بزهکاري کافي است.
3 ـ جمعيت: تراکم جمعيت: تراکم جمعيت در بزه و طرز ارتکاب آن مؤثر است. اين دو استاد به اتفاق همکار سوم خود ژامبو مرلن در کتاب ديگري که تحت عنوان “جرم شناسي و علم اداره زندان ها” تأليف کرده اند در مبحث محيط طبيعي ضمن ين که تأثير شهرسازي را در واقع جرايم گوشزد مي نمايند و نقش مسکن و محيطي که افراد در آن زندگي مي کنند و يا اوقات فراغت خود را مي گذرانند از نظر دور نداشته اند و به بررسي همبستگي بين بزهکاري و نوع مسکن پرداخته اند و تصديق دارند که هر چند بزهکاري بر حسب انواع مسکن تغيير مي کند. ولي انتخاب مسکن بستگي به وضع اقتصادي اشخاص ذي نفع و بحران هاي مربوط به مسکن دارد انواع مسکن از جمله محله هاي فقيرنشين (زاغه نشيني و حلبي آباد) هتل مبله، خانه شخصي، آپارتمان، خانه هاي اجاره اي و ..و تأثيرش را در بزهکاري بررسي نموده اند.37
ب) مفهوم محيط اجتماعي:
محيط اجتماعي از گذرگاه عيني، در بادي امر ممکن است بر حسب درجات عظمت، به “محيط هاي بزرگ” و “محيط هاي کوچک” تقسيم شود و سپس برحسب عمق به محيط هاي بوم شناسي، فرهنگي و اقتصادي تقسيم شده و مورد توجه قرار گيرد.
عظمت امري است نسبي و ضابطه دقيق براي تعريف و توصيف آن در دست نيست بنابراين بزرگي و کوچکي نمي تواند ملک اعتبار براي تقسيم بندي محيط اجتماعي محسوب شود و به همين مناسبت اين تقسيم کاربرد چنداني ندارد. در اين دورنما، اگر يک واحد اجتماعي مانند شهر را محيط بزرگ تلقي کنيم، هر چند نسبت به روستا يت بخش و يا يک محله از همان شهر محيط بزرگي محسوب مي شود ولي همين شهر نسبت به واحد اجتماعي هم نام خود يعني شهر وسيع تر و پر جمعيت تر يا واحد جغرافيايي و سياسي استان يا کشور، محيط کوچک به شمار مي رود. مشکل ديگر اين تقسيم، نارسايي آن است و نمي تواند شامل تمام عوامل محيط اجتماعي گردد و يا اين عوامل را به نحوي علمي طبقه بندي نمايد ناگزير هر يک از عوامل اجتماعي بايد تحت عنوان مستقل و مجزا بررسي شود بدون اين که بتوان جنبه ترکيبي و دورنماي کامل اجتما
عي از اين رهگذر به دست آورد. اين تقسيم بندي فقط در جامعه شناسي جنايي تطبيقي، براي واحدهاي اجتماعي هم نام و بر اساس اختلاف کمي و آن هم به صورت انتزاعي و پراکنده ممکن است به کار رود. روش ديگري براي تجزيه و تحليل و توصيف محيط اجتماعي در جامعه شناسي جنايي متداول است بدين نحو که محيط اجتماعي را از يک سو به محيط کلي و از سوي ديگر به محيط شخصي تقسيم مي نمايند.
الف) محيط کلي: يا محيط عمومي شامل تمام اوضاع و احوال و مقتضيات عمومي محيط يک جامعه است که بر روي تمام افراد آن جامعه اثرات مشترکي دارد.
ب) محيط شخصي: محيط شخصي بر عکس محيط کلي فقط شامل اطرافيان فرد مي شود اين محيط فردي را که در بر گرفته تحت تأثير خود قرار مي دهد و در او اثر خاصي مي بخشد و معمولاً اين اثرات قاطع مي باشد. محيط شخصي با توجه به ميزان تأثير و دخالت اراده فرد در انتخاب و قبول آن به محيط هاي اجتناب ناپذير (اصلي)، محيط مسکن، محيط انتخابي (شامل محيط شغلي، تفريحي و …)، محيط اتفاقي (مثل محيط تحصيلي و آموزشي) و محيط تحميلي (مثل زندان) تقسيم بندي مي گردد. صرف نظر از انواع تقسيم بندي هاي عوامل خطرساز اعتياد نظر به اين که موضوع پايان نامه محدود به شهرستان کلاله مي باشد لذا در اين پايان نامه عواملي که بيش ترين تأثير را در مورد اعتياد افراد اين شهرستان به جا مي گذارند بررسي مي شوند.
گفتار دوم: اقسام محيط اجتماعي
درباره محيط اجتماعي بايد بين “محيط اجتماعي عمومي” که از تمام شرايط عمومي جامعه تشکيل شده و نتايج مشترکي براي تمام شهروندان يک کشور به بار مي آورد (وضع سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي) و “محيط شخصي” که به عکس به اطرافيان بلافاصله افراد مربوط مي شود، تفکيک قائل شد در اين جا محيط اجتماعي عمومي مطرح نمي شود که خود موضوع بحث مطالعات جرم شناسي کلان است.38بلکه به محيط شخصي مي پردازيم اين محيط فردي را که در برگرفته تحت تأثير خود قرار مي دهد و در او اثر خاصي مي بخشد و معمولاً اين اثرات قاطع است. لذا تقسيم بندي حاضر ما همان محيط اجتماعي عمومي (کلي) در مقابل محيط اجتماعي شخصي است که به لحاظ تورم محيط هاي مؤثر اجتماعي بر احوال افراد در اين مجال صرفاً به تعدادي از عوامل محيطي شخصي اشاره مي گردد. اين محيط را به فراخور تأثير و دخالت مثبت اراده فرد در انتخاب و قبول آن به “محيط انتخابي يا مورد قبول” که در مقابل آن “محيط تحميلي” قرار دارد تقسيم مي نمايند و چنان چه اراده هيچ گونه نقشي، چه مستقيم يا غير مستقيم، مثبت يا منفي در انتخاب محيط نداشته باشد به اين محيط، “محيط تحميلي يا اجتناب ناپذير” اطلاق مي گردد و اگر محيط اين چنين عام و اجتناب ناپذير نباشد آن “محيط اتفاقي” است.39 اين تقسيم بندي را دوگرف براي بررسي تأثير عوامل محيط شخصي يا “مرکز رشد” بر شکل گيري شخصيت بزهکار قائل شده است.
الف) محيط اجتناب ناپذير (محيط اصلي يا حتمي): محيطي است که در آن فرد نمي تواند زندگي نکند40 در واقع همان محيط خانوادگي است که فرد در آن جا چشم به دنيا گشوده و رشد خود را آغاز مي کند. هر چند خانواده در قانون مدني و ديگر قوانين ايران تعريف نشده است ولي در معني عام و خاص با توجه به مقررات مختلف مي توان براي آن در نظر گرفت خانواده به معني عام عبارت از گروهي است مرکب از شخص و خويشان نسبي و همسر او گروهي که از يکديگر ارث مي برند مواد 862 و 1032 قانون مدني ناظر به اين معني است. خانواده به معني خاص يا خانواده هسته اي عبارت از زن و شوهر و فرزندان تحت سرپرستي آن هاست که معمولاً با هم زندگي مي کنند و تحت رياست شوهر و پدر مي باشند به هر تقدير خانواده قديمي ترين و مهم ترين گروه اجتماعي است.41
آرامش و امنيت، مهر و محبت در محيط خانواده از عوامل بسيار مهم در رشد جسمي و رواني اطفال و نوجوانان است و آن را مي توان ويتامين رواني کودک ناميد. طفلي که از محبت خانوادگي محروم است خود را از خانواده و اجتماع طرد شده و منزوي تلقي کرده و همواره درصدد انتقام جويي است و پس از ارتکاب اعمال خلاف قوانين احساس شعف مي يابد. اطفال در صورت کمبود محبت و محروميت از عواطف انساني، عصيان گر و پرخاشگر شده به طرف ارتکاب جرائم سوق داده مي شوند.42 همان طور که از آمار جرايم اطفال در کشورهاي مختلف بر مي آيد، اکثر مجرمين صغير منتسب به خانواده هايي هستند که سطح زندگي و فرهنگ بالايي ندارند. دکتر “منو” روانشناس اطفال در کتاب خود به نام (تأثير اختلافات خانوادگي در اختلالات رواني) مي نويسد: تقريباً 45 درصد بزهکاران جوان در خانواده هايي بزرگ شده اند که غالباً ميان اعضاي آن نفاق و کدورت وجود داشته و يا اين که بين والدين جدايي افتاده است.
1 ـ رابطه طفل با مادر: ماه هاي اوليه زندگي که شخصيت طفل هنوز شکل نگرفته اثر تغذيه و تماس و آغوش مادر و يا آغوش کسي که نقش مادر را ايفاء مي نمايد تأثير مهمي در رشد جسمي و رواني طفل دارد. تنبيه يا نوازش زياده از حد مادر در سال هاي اوليه زندگي کودک، گاهي منجر به نارضايتي و رفتار منفي او شده و ممکن است از خوردن شير مادر خودداري نمايد و يا حالت بهت زده پيدا کند که بعداً رفع حالات مذکور بسيار دشوار است. اطفالي که از مراقبت و نوازش مادر محروم و در پرورشگاه ها نگه داري مي شوند به سبب محروميت از نوازش و محبت تکامل شخصيت آنان دچار اختلال مي گردد. عده اي از متخصصين معتقدند که محروميت کودک از عواطف مادري در چند ماهه اول زندگي، يکي از علل ابتلا به اسکيزوفرني (جنون جواني) در دوره بلوغ است. همچنين روانپزشکان عقيده دارند جهت پ
يشگيري از تولد اطفال آنورمال مي بايست به نکاتي توجه کرد از جمله اين که از مصرف برخي داروها و قرص ها در زمان حاملگي خودداري نمود چرا که براي جنين مضر بوده و اختلالات رواني در وي فراهم مي آورد. ثانياً مادران بايد به هنگام بارداري از انجام کارهاي سخت و نامتناسب خودداري کنند تا کودک از جهت فکري و جسمي سالم متولد شود. ثالثاً خانم هاي حامله بايد از استعمال سيگار، مواد مخدر و مشروبات الکلي خودداري نمايند چرا که موجبات معلوليت جسمي يا رواني نوزادشان را فراهم مي کند.43 همه جا مادر معمولاً مهم ترين فرد در نخستين دوره زندگي کودک است لذا ماهيت روابطي که ميان مادر و کودک برقرار مي شود تحت تأثير شکل و نظم و ترتيب تماس آن ها قرار مي گيرد.44 حتي طرز شير دادن کودک نيز در تشکيل شخصيت نقش مهمي ايفا مي کند از شير گرفتن طفل اگر ناگهاني و خشن انجام گيرد و توأم با طرد باشد رشد عاطفي طفل را دچار وقفه مي

Leave a Comment