ی کنند.(شریعتمداری ۱۳۷۶ ص ۲۸۳)
چه عواملی بر انتخاب شیوه های فرزندپروری توسط والدین مؤثر است؟
روش هایی که والدین برای تربیت فرزندان به کار می برند به شدت تحت تأثیر مدرسه،خود،فرهنگ و فرهنگ گسترده تری است که خانواده در آن زندگی می کند و علاوه بر آن تحت تأثیر خصوصیات والدین و کودک می باشد.روابط بین والدین و کودک و سایر اعضای خانواده به عنوان نظام شبکه ای از بخش ها که در واکنش متقابل با یکدیگر هستند نیز در انتخاب شیوه های تربیتی مؤثر است.( یاسایی۱۳۷۵ ص ۲۹۸)
۱- ویژگی های والدین :
نگرش والدین به رفتار آنان با فرزندانشان تأثیر می گذارد بنابراین رابطه والدین و کودک بستگی زیادی به نگرش والدین دارد. بسیاری از نگرش والدین حتی بیش از تولد کودک شکل گرفته و بسیاری دیگر نیز بر اساس آن چیزی است که والدین می خواهند فرزندانشان بشوند.(شعاری نژاد ۱۳۷۳ ص ۱۴۶)
الف) ارزش های فرهنگی:
نگرش غالب در فرهنگ ها و جوامع مختلف به ویژه جامعه اسلامی که مبتنی بر ارزش های مکتب اسلام است به عشق و محبت والدین به عنوان عامل مهم درتأمین سلامت روان کودک تکیه بسیاری دارد.در خانواده های مذهبی به دلایل و ضوابط معیارهایی که الزاماً باید مورد عمل در آید کمتر از روش های دمکراتیک استفاده می کنند و بیشتر منطبق با اصول حاکم بر ارزش های خود شیوه های انضباطی و تربیت مناسب را بر می گزینند.( شعاری نژاد ۱۳۷۳ ص ۱۴۷)
ب) الگوهای شخصیتی والدین :
نگرش والدین نسبت به فرزندان متأثر از الگوهای شخصیتی آنان است نگرش های والدین با یکدیگر متفاوت و حتی در زمان های مختلف در یک فرد متغیر است این ناپایداری و تعارض عاطفی الزاماً به رفتار کودک بستگی ندارد بلکه به حالت های روان والدین،خاطرات و شیوه هایی که در کودکی با خود آن ها رفتار شده است وابسته است. برخی از محققان معتقدند که وقتی والدین فرزندان خود را تنبیه می کنند درواقع به آنها می آموزند که در آینده چگونه والدین باشند و به همین طریق بدرفتاری با کودک به نسل بعد منتقل می شود. در واقع بسیاری از والدین که فرزندان خود را کتک می زنند خودشان در کودکی اذیت و آزار شده اند.(بنی جمال ۱۳۷۳ ص ۱۴۹)
ج) مفهوم نقش والدین :
مفهوم نقشی که والدین از خود دارند نیز بر روش های انضباطی و تربیتی آنها مؤثر می شود والدینی که از مفهوم سنتی نقش پدر و مادر پیروی می کنند معمولاً مستبدانه تر از والدین جدید نقش پدر و مادر را باور دارند عمل می کنند.همچنین مادری که آمادگی داشتن فرزند را ندارد در صدد سقط جنین است و بدون تردید دارای احساس گناه و خشم نسبت به کودک است مادری که از بارداری خود بدلیل مشکلات زناشویی و غیره ناخشنود است.نگرش والدین هنگامی که کودک مورد پذیرش است مطلوب خواهد بود.(همان منبع ص ۱۴۹)

۲- سن والدین :
والدینی که دیرتر بچه دار می شوند گرمترند و به کودکان توجه بیشتری می کنند و از اینکه پدر و مادرند احساس رضایت بیشتری دارند. در یک بررسی درباره زنانی که بین ۱۶ تا ۳۸ سالگی بچه دار شده اند هر قدر سن بچه دار شدن بالاتر بوده مادران از مادر بودن احساس رضایت بیشتری دارند.در مشاهده آنان در ماه چهارم فرزندانشان،دیده شده که مادران مسن تر عواطف مثبت تری نشان می دهند و با کودکان رابطه پر احساس تری داشتند مادرانی که قبلاً دو بچه داشته اند کمتر از مادران جوان پر احساس و پر توجه اند.( یاسایی ۱۳۷۵ ص ۲۱۴)
مطالعاتی که در مورد کودکان بزرگتر انجام شده نشان می دهد که رشد ذهنی و شناختی کودکان مسن تر حتی با توجه به سطح تحصیلات مادر بیشتر است و پدرانی نیز که نسبتاً دیرتر بچه دار می شوند (بعد از ۳۵ سال )با فرزندان خود گرمتر و بیشتر به آنان می پردازند تا وقتی که کمتر از ۲۵ سال سن دارند.(همان منبع ص۲۱۹)
۳- سطح تحصیلات و آموزش والدین :
آموزش خواه از طریق دوره های آموزشی رسمی و یا آموزش غیر رسمی توسط مشاوران و راهنمایان خانواده بیشتر به روش های انضباطی سهل گیرانه یا دمکراتیک گرایش دارد.به طوری که هر اندازه والدین کودک نیازهای او را بهتر و بیشتر بشناسند. انضباط اعمال توسط آنها کمتر مستبدانه خواهد بود.از آنجا که مادران درک و شناخت بهتری از کودک و نیازهای او دارند روش های استبدادی کمتری در مقایسه با پدران به کار می برندوالدینی که با کودکان خود بدرفتاری می کنند معمولاً اشخاص منزوی هستند که تماس فرزندان خود را با سایرین محدود می کنند،غالباً سطح تحصیلات آن ها پایین،جوان و فقیرند.(سیف ۱۳۷۵ ص ۲۶۸)

۴- طبقه اجتماعی خانواده :
تأثیر طبقه اجتماعی و فرهنگ آن طبقه که خانواده جز آن محسوب می شود در انتخاب شیوه فرزند پروری مؤثر است.صفات مشترک میان اعضای یک طبقه آنها را سایر طبقات متمایز می سازد همچنین از طریق یک سلسله پاداش و تنبیه هایی انتخاب شده والدین یا مرزهایی که برای طبقه اجتماعی خاص مقبولیت دارد در فرزندانشان ظاهر می شود.این پاسخ ها محدوده وسیعی از طرز برخورد،نحوه ی غذا خوردن،انتخاب دوستان و رشته تحصیلی را در بر می گیرد.(همان منبع ص ۲۷۰)
برابر تحقیقات،مادران طبقه متوسط مهربانتر و با محبت تر از طبقه پائین اجتماعی می باشند.مادران طبقه متوسط از شیوه تشویق و تغییر رفتار استفاده می کنند و فرزندان طبقه پایین انضباط والدین خود را ناراحت کننده و خصمانه تلقی می کنند و مصاحب آنها نیستند ولی در خانواده های طبقه متوسط نظارت و کنترل پدر و مادر خود را خصمانه تلقی نمی کنند.و آنرا قبول می کنند،احساس مطبوعی دارند،والدین خود را می پذیرند و احترام می گذارند.در کودکان طبقات بالا رفتار کودکان با والدین دچار تناقض و دوگانگی است.گروهی احساس می کردند که از طرف والدین طرد شده اند و والدین به جای محبت و مهربانی امکانات مادی برایشان فراهم کرده اند. گروهی دیگر بیش از حد مکرر حالت اتکایی نشان می دادند.احساس خصومت و پرخاشگری نسبت به کودکان طبقه پایین کمتر در مقابل احساس گناه در فرزندان طبقات بالای اجتماعی دیده می شود.(اسلامی نسب ۱۳۷۳ ص ۱۵۸)
نوجوانان چه خانواده ای را مطلوب تلقی می کنند:
۱- احساس کند پدر و مادر بیشترین تلاش خود رابرای تربیت او وسایر اعضاء به کار می برد
۲- به او مسئولیت هایی متناسب با توانایی ها و سن او داده شود.
۳- بتواند آنچه را احساس می کند بدون ترس و واهمه برای پدر و مادر خود بیان کند.
۴- کودک در کانون عشق و توجه والدین باشد و خود به خوبی از آن آگاه باشد.
۵- بتواند افکارش را با والدین در میان بگذارد و از تجربه و تبادل نظر و فکر والدین خود بهره مند باشد.
۶- در برنامه ریزی های خانواده متناسب با سن و توانایی خود سهیم باشد.
۷- اشتباهات و خطاهای آنها را بدون تنبیه بدنی و سر افکندگی و تمسخر بهبود و اصلاح سازند
۸- والدین الگوی عمل همه ی آن چیزهایی باشند که به فرزندانشان می گویند و از آن ها انتظار دارند
۹- پدر و مادر با مهربانی و تشویق زمینه اعتقادی و اعمال مذهبی را در آنها پرورش دهند.
۱۰- توقعات و انتظارات پدر و مادر از فرزندان متناسب با سن و تجربه ی کودک تهیه و تنظیم کنند
۱۱- از آنجایی که پاره ی از یادگیری ها به دلیل بی تجربه گی و ناآگاهی کودک همیشه با پیروزی همراه نیست و والدین سعی می کنند بیشتر به توانمندی ها و پیشرفت های او تکیه کنند تا بر شکست ها و خطاها.(اسلامی نسب ص ۱۶۵)
چگونگی رفتار و شیوه های فرزند پروری :
زندگی اجتماعی ما عبارت از یک عده وابستگی های غیر ارادی که ما را با افراد و اجتماعات و فرهنگ های محیط مرتبط می سازد و ما با هر یک از آن ها تأثیر و تأثر سازگاری داریم بدین معنا که کودک از پدر و مادر اطرافیان متدثر می شود و در عین حال در آنها اثر می گذارد.خانه و خانواده نخستین محیط اجتماعی است که کودک را تحت سرپرستی و مراقبت قرار می دهد. از اینرو بیشتر محیط های اجتماعی در رشد و تکامل فرد تأثیر دارد.کودک پیش از اینکه از اوضاع اجتماعی متأثر شود تحت تأثیر شیوه ی فرزند پروری خانواده است.(کریمی ۱۳۷۹ ص ۵۸ )
تحقیقات و مطالعات بر روی رفتار والدین گویای این دو محور مهم است.
۱- پذیرش در برابر طرد۲- کنترل آزاد گذاشتن و محدود کردن است.پدران و مادرانی که فرزندان خود را مورد پذیرش قرار می دهند نسبت به کودک،عاطفی،تأثیر کننده و گرم هستند و کودک خود را آنگونه که هست درک می کنند.انضباط و تربیت در نظر آنان شامل تشویق و ستایش و کمتر تنبیه بدنی است.این پذیرا بودن باعث ایجاد دلبستگی بین والدین و فرزند می گردد.دلبستگی به واسطه آن رابطه ی محبت آمیزی بین والدین و فرزندان بوجود می آید وکودک را بر می انگیزد تا با اطلاعات از والدین این دلبستگی را حفظ کند.(همان منبع ص ۲۹۳)
در مقابل والدین بی تفاوت احتمالاً هیچ لذتی از حضور فرزندان خود احساس نمی کنند.آنها اغلب از رفتار کودکان خود گله مند هستند بدین صورت که کودکان نافرمانند و خوسرانه عمل می کنند.( همان منبع ص ۶۹)
پدر و مادری که به آرزوهای خود نرسیده یا همواره احساس ضعف و بی لیاقتی می کنند در زندگی فرصت فرمانروایی و تحکم نداشته اند می خواهنــد آنها مطیع باشنــد و از شیوه هــای استبدادی استفاده می کنند.(شریعتمداری ۱۳۷۶ص ۳۰۵)
والدین طرد کننده بیشتر کودک را طرد و با او رفتار سرد دارند ونسبت به نیازهای او ناآگاه و بی توجه هستند و حساسیتی در جهت رفع آن ندارند در نتیجه بین والدین و فرزندان فاصله می افتد و با بزرگتر شدن کودکان و روابط نامطلوب با والدین به صورت تعارض بین والدین و فرزندان پیدا می کند که به اختلاف و ناسازگاری می انجامد(شعاری نژاد ۱۳۷۳ ص ۲۴۱)
عکسل العمل بچه ها در مقابل مراقبت شدید والدین نیز به صورت های مختلف ظاهر می شود گاهی بچه ها در اثر مراقبت شدید حالت اطاعت و تسلیم در مقابل والدین به خود می گیرند و استقلال خود را از دست می دهند و زمانی در مقابل آنها حالت طغیان و سرکشی ظاهر می سازند. این دست از کودکان نمی توانند با بچه های دیگر به سر برند و سازگاری اجتماعی ندارند.(پارسا ۱۳۷۶ ص ۱۷۲)
بعضی از بچه ها کم رو و خجالتی هستند و در بعضی موارد از طرف گروه همسن خود طرد می شوند زیرا آشنا به مهارت های اجتماعی نیستند لذا به اختلالات روانی و عدم سازگاری می انجامد.(شریعتمداری ۱۳۷۶ ص ۳۱۴)
دیانا باوم ریند در دانشگاه کالیفرنیا ۱۹۷۳ مجموعه بررسی هایی را انجام داده که طی آن الگوهایی از فرزند پروری را اینگونه ارائه می دهد. .( همان منبع ص ۳۱۵)
۱- قاطع و اطمینان بخش یا دمکراتیک
۲- مستبدانه یا دیکتاتوری
۳- سهل گیر یا آزادی مطلق
۴- بی توجه یا اغماض گونه
۱- والدین قاطع و اطمینان بخش یا دمکراتیک :
دمکراتیک یعنی عاقلانه و انسانی ترین راه زندگی،در این روش والدین از روش های توضیح دادن،بحث کردن،استدلال کردن به منظور کمک به کودک در درک این مطلب که چرا از

Leave a Comment