به آيات و روايات براي فهم کلام الهي از نقاط قوت ديدگاه و روش تفسيرى مؤلف اين تفسير است. چرا که همان طور که قبلا نيز بيان شد، استفاده از قراين در فهم مفاد كلام و درك مراد گوينده مؤثر است.
10-1-2- استفاده از سياق براي پي بردن به حذف و تقدير در آيه
در قرآن کريم در آيات متعددي کلمه يا حتي جمله اي حذف شده است و با استفاده از سياق مي توان آن جمله را بدست آورد و مقدر کرد. ملا فتح الله کاشاني در تفسير منهج الصادقين در مواردي از اين روش استفاده کرده است. به عنوان مثال در تفسير آيه (قَالَ إِن كُنتَ جِئْتَ بِآيَةٍ فَأْتِ بِهَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ)534 “[فرعون‏] گفت: “اگر معجزه‏اى آورده‏اى، پس اگر راست مى‏گويى آن را ارائه بده.””، مي نويسد: “در اين دعوى جواب شرط محذوف است به قرينه ما قبل يعنى اگر در دعوى نبوت صادقى آيتى كه مصدق و مبين قول تو باشد به من نما.”535
در آيات قبل گفتگوي حضرت موسي7با فرعون آمده است و حضرت موسي7فرموده که من پيامبر خدا هستم(وَقَالَ مُوسَى يَا فِرْعَوْنُ إِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ)536 “و موسى گفت: “اى فرعون، بى‏ترديد، من پيامبرى از سوى پروردگار جهانيانم.””، ولي در آيه مورد بحث چنان چه ملا فتح الله گفته است با توجه به سياق آيات مي توان فهميد که جواب شرط محذوف است و در اصل اين گونه بوده است که اي موسي اگر تو در دعوي نبوت خود صادق هستي، نشانه اي که مصدق و مويد گفته ات باشد براي ما بياور.
10-1-3- ذکر احاديث همراه با ترجمه
يکي از محاسن تفسير منهج الصادقين در استفاده از روايات اين است که مفسّر در سراسر تفسير هر جا حديثي را ذکر مي کند ترجمه آن را نيز بيان کرده و حديثي را بدون ترجمه نمي آورد و اين عمل پسنديده اي است که به حال فارسي زبانان بيگانه با زبان عربي مفيد است.
10-1-4- شرح فضايل اهل بيت:به ويژه حضرت علي7با استفاده از منابع اهل سنت
يکي ديگر از نقاط قوت اين تفسير اين است که در بيان شأن نزول آيات، با استفاده از منابع اهل سنت به شرح فضايل و سجاياي اهل بيت:و خصوصاً حضرت علي7مي پردازد. به نظر مي رسد ملا فتح الله به علت اين که هيچ شک و شبهه اي براي مخالفان در اين باره به وجود نيايد از منابع خودشان دليل و مدرک مي آورد که فلان آيه در شأن اهل بيت:نازل شده است. مثلاً در تفسير آيه (وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ)537 “و از ميان مردم كسى است كه جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‏فروشد، و خدا نسبت به [اين‏] بندگان مهربان است.”، مي نويسد: “و غزالى كه يكى از اعاظم فضلاء اهل سنت است در كتاب خود كه موسوم است به احياء العلوم و در كتاب كيمياى سعادت نيز آورده كه (ان هذه الاية نزلت فى على ابن ابى طالب7حين بات على فراش رسول اللَّه9) و ثعلبى نيز كه از رؤساى اهل سنت است در تفسير خود همين مطلب را در شأن نزول آيه آورده است … “538
و يا در تفسير آيه شريفه (يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ)539 “اى پيامبر9، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، ابلاغ كن و اگر نكنى پيامش را نرسانده‏اى. و خدا تو را از [گزندِ] مردم نگاه مى‏دارد. آرى، خدا گروه كافران را هدايت نمى‏كند.”، مي نويسد: “نزد بعضى از اعاظم از اهل سنت و اجماع اهل البيت اين آيه در غدير خم نازل شده و از جمله على بن احمد الواحدى كه يكى از افاضل و مشاهير اهل سنت است در تفسير خود كه موسوم است به اسباب نزول آورده كه اين آيه در حق على بن ابى طالب7نزول يافته در غدير خم.540”
از اين گونه موارد در تفسير منهج الصادقين به وفور به چشم مي خورد541 به طوري که شايد بتوان گفت قسمت اعظم اين تفسير به ذکر فضايل اهل بيت:خصوصاً حضرت علي7اختصاص يافته است و همين ويژگي منهج الصادقين سبب شده است که همواره مورد توجّه مفسّران و قرآن پژوهان در زمان هاي متاخّر باشد.

10-2- کاستي ها
بايد گفت که روش تفسيرى ملا فتح الله در توجه به قرائن و بهره‏گيرى از آن ها كاستى‏ها و ضعف‏هايى نيز دارد كه به آن ها اشاره مى‏شود.
10-2-1- عدم توجه کافي به سياق
ملا فتح الله در برخي موارد که مي توانست از سياق براي فهم بهتر کلام الهي بهره ببرد، از آن استفاده نکرده است به عنوان مثال وي مي توانست همانند برخي ديگر از مفسّران542 در تشخيص مکي يا مدني بودن آيات، رد يا قبول روايات تفسيري و نيز ترجيح يک وجه معنايي براي آيه ، ترجيح و تعيين يکي از قرائات و … از سياق استفاده کند.
10-2-2- ملاک قرار دادن سياق سوره ها
منظور از سياق سوره ها خصوصيتي است که براي هر سوره به دليل قرار گرفتن در بين سوره قبل و بعد آن پديد مي آيد.543
ملا فتح الله در بيشتر سوره ها براي آخرين آيه هر سوره با اولين آيه سوره بعد نکته و مناسبتي ذکر مي کند و سوره قبل و بعد هر سوره را در معناي آن سوره موثر مي داند. به عنوان مثال در انتهاي سوره نساء مي نويسد: “حق تعالى ختم سوره نساء كرد به ذكر احكام شريعت افتتاح اين سوره نمود به بيان احكام به اين وجه كه اول على الاجمال ذكر آن كرد.”544
و يا در پايان سوره انفال مي نويسد: “چون حق تعالى ختم سورة الانفال كرد به ايجاب برائت از كفار افتتاح اين سوره فرمود به آن كه حق تعالى و رسول او برى و بيزارند از مشركان.”545
حال اگر چينش فعلي سوره هاي ق
رآن براساس دستور خداوند مي بود، روش اين مفسّر صحيح و شايسته بود؛ ولي با توجه به اين که ترتيب فعلي قرآن مطابق با ترتيب نزول نيست، دليل معتبري بر توقيفي بودن ترتيب سوره ها نداريم و اجتهادي بودن ترتيب سور از قطعيات تاريخ قرآن است546، در نتيجه روش اين مفسّر در معتبر دانستن سياق سوره ها روش نادرستي است.
10-2-3- ذکر چند سبب نزول بدون بررسي
يکي ديگر از نقاط ضعف ملا فتح الله در استفاده از قراين اين است که وي درباره يک سوره547 يا آيه چند سبب نزول از منابع گوناگون ذکر مي کند و حتي معيّن نمي کند که کدام قول بهتر است و بر ديگر اقوال ارجحيّت دارد. مثلاً در تفسير آيه (إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ)548 “سزاى كسانى كه با [دوستداران‏] خدا و پيامبر او مى‏جنگند و در زمين به فساد مى‏كوشند، جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند. اين، رسوايى آنان در دنياست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت.”، سه سبب نزول براي آن مطرح مي کند اما در نهايت هيچ کدام از آ نها را به عنوان قول برتر بر نمي گزيند؛ “بدان كه در سبب نزول اين آيه سه قول واقع شده يكى آنكه نزول آيه در شأن جمعى است كه ميان ايشان و پيغمبر9معاهده بود و ايشان نقض آن عهد كردند و در زمين افساد كردند و اين منقول است از ابن عباس و ضحاك دويم آنكه در حق اهل شرك نازل شده و اين مأثور است از حسن و عكرمه سيم آنكه نزد اكثر فقها درباره قطاع الطريق واقع شده و قول اول كه در صدر آيه مذكور شده قول قتاده و سعيد بن جبير و سدى است.”549
10-2-4- عدم ذکر سبب نزول در چار چوب معيّن
ذکر سبب نزول در تفسير منهج الصادقين مکان و موقعيت مشخصي ندارد و از قانون و قاعده مشخصي پيروي نمي کند و مفسّر اين بخش را از بخش هاي ديگر متمايز نکرده و آن را در لابلاي مباحث ديگر گنجانده به طوري که رنگ بي نظمي و ناهماهنگي به خود گرفته است و اين نيز يکي ديگر از نقاط ضعف ملا فتح الله در بکارگيري سبب نزول است. وي مي توانست مانند برخي ديگر از مفسّران550 سبب نزول را در بخشي مستقل و يا در مکان مشخصي مثلاً بلافاصله بعد از بيان آيه بياورد تاخواننده براي پيدا کردن اين بخش دچار مشکل و سردرگمي نشود.
10-2-5- عدم ذکر منبع مورد استفاده در بيان سبب نزول
ملا فتح الله کاشاني در اين بخش نيز مانند ساير بخش ها گاهي منبع مورد استفاده خود را ذکر مي کند و گاه بدون ذکر منبع، به بيان سبب نزول مي پردازد و اين يکي از نقاط ضعف روش مفسّر است. به عنوان مثال ذيل آيه (وَلَهُ مَا سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ)551 “و آنچه در شب و روز آرام [و تكاپو] دارد، از آنِ اوست و او شنواى داناست.”، سبب نزول آيه را بدون منبع مورد استفاده ذکر مي کند و مي نويسد: “در خبر آمده كه سبب نزول اين آيه آن بود كه جمعى از كفار قريش گفتند كه اى محمد9ما را معلوم شده است كه احتياج و مسكنت ترا بر اين كار مي دارد كه پيش گرفته ما به طريق توزيع براى تو از اشراف چندان مال براى تو حاصل كنيم كه توانگرتر از جمله خويشان شوى به شرط آنكه از اين دعوى رجوع نمايى حق تعالى فرمود كه هر چه شب و روز بر آن مشتمل است از آن خداست اگر خواهد پيغمبر9خود را چندان مال دهد كه توانگر گردد.”552
10-2-6- عدم توجه کافي به استفاده از آيات ديگر
با توجه به آنچه ملا فتح الله در مقدمه تفسيرش در مورد عدم نياز قرآن به مفسّر و مبين خارج از خود، بيان کرد، انتظار مي رفت وي توجه بيشتري به استفاده از آيات ديگر براي فهم و تفسير آيات، داشته باشد.
10-2-7- ذکر روايت بدون منبع و سند
يکي از کاستي هايي که به طور برجسته در تفسير منهج الصادقين خود نمايي مي کند و خواننده خيلي زود متوجه آن مي شود، عدم ذکر اسناد حديث است.553 با توجه به اينکه وي در جاهاي مختلفي از جمله فضيلت سور، مباحث صرفي و نحوي، اخلاقي، کلامي و … از روايات استفاده مي کند، شايسته بود اسناد روايت را متذکر مي شد و بيان مي کرد که حديث را از چه منبعي گرفته است تا خواننده هنگام مطالعه با خيل روايات بدون منبع روبرو نشود.
10-2-8- ذکر روايات بدون بررسي و مسامحه در نقل برخي اخبار و روايات
ملا فتح الله کاشاني مانند برخي ديگر از مفسّران در تفسير خويش اخباري آورده است که درستي آن معلوم نيست و در مجعول بودن آن ها کمتر کسي ترديد مي کند. اکثر اين کونه اخبار در تفسير منهج الصادقين مربوط به قصص پيامبران:است. در حالي که شايسته بود مفسّر بزرگواري همچون ملا فتح الله قبل از ذکر چنين رواياتي آنها را جرح و تعديل کرده و از ورود آنها به تفسيرش جلوگيري مي نمود. به عنوان مثال مي توان به روايتي که وي در بيان طول قد حضرت آدم7ذکر کرده است، اشاره کرد. وي در اين باره مي نويسد: ” قبل از آن كه آدم را به آسمان برند طول قامت او هزار گز بود و در روايت آمده كه در حالت قيام سر او محاذى ابر بود و چون هوام و سباع از او هراسان بودند حق تعالى در حين هبوط قامت او را شصت گز كرد و چون بزمين آمد عصائى از مورد بهشت كه چهل گز طول آن بود همراه خود آورد.”554

فصل هفتم: در نظر گفتن ا
نواع دلالت ها در تفسير منهج الصادقين
کسي که در صدد فهم و تفسير کلام الهي است، بايد به انواع مختلف دلالت ها توجه کافي داشته باشد. در نظر گرفتن دلالت ها در تفسير قرآن سبب استفاده فراوان تر و استخراج نکات بيشتر از آيات قرآن مي شود و مفسّر فهمي دقيق تر و صحيح تر از آيات را به دست مي آورد. به اين لحاظ توجه به انواع دلالت ها به عنوان يکي از قواعد مهم در تفسير قرآن مطرح است.
بحث از انواع دلالت ها و تاثير آن در فهم متون در علوم مختلفي از جمله علم منطق، اصول و همچنين علوم قرآني مطرح مي شود و هر کدام از عالمان اين علوم در بخشي از مباحث خود به اين موضوع پرداخته و مطالبي را در اين زمينه بيان کرده اند. ما در اين جا ابتدا به تعريف و بيان انواع دلالت هايي که در فهم و تفسير قرآن تاثير دارند، پرداخته و سپس ميزان توجه ملا فتح الله کاشاني را به

Leave a Comment