کشت برنج معادل 124 دلار به ازای هر هکتار در هر فصل محاسبه و بیان کردند که در این کشور قیمت آب حتی با نرخ بسیار بالای جمع آوری حق آبه ها نیز نمی تواند کل هزینه های تامین آب را پوشش دهد.
در تحقیق کالاخن و یو55 (2000)، ارزش آب برای مصارف صنعتی را با استفاده از توابع تقاضای آب و توابع هزینه کل شرکت ها تخمین زده است. نتایج تخمین ها نشان می دهد که ارزش بهره وری نهایی آب برای صنعت به طور متوسط 205 یوان بر مترمکعب است. همچنین متوسط کشش قیمتی تقاضای آب صنعتی حدود 1/0 است که نشان می دهد قیمت گذاری اهرمی مناسب برای دولت چین به منظور استفاده کارا از آب می باشد.
هوک و تیلور56 (2000)، در مطالعه‌ی خود ضمن تقسیم‌بندی زمین‌های کشاورزی به پنج گروه، با به کارگیری برنامه‌ریزی خطی، قیمت سایه‌ای آب‌های سطحی را برای کشت یونجه در هر گروه به دست آوردند. نتایج این پژوهش، دامنه‌ی قیمت سایه‌ای را بین 38/4 و 44/15 دلار (ایکر- فوت) تعیین نمود.
آب های زیرزمینی در نیجریه توسط آچاریا و باربیر57 (2000) با استفاده از روش تابع تولید ارزش گذاری گردید. در این مطالعه برای دو محصول گندم و سبزیجات، توابع تولید خطی و غیر خطی با استفاده از نهاده های نیروی کار، زمین، بذر، کود و آب تخمین زده شد. با توجه به معیارهای F و R2 تعداد ضرایب معنی دار و تعداد پارامترهای کم تر، تابع تولید غیر خطی انتخاب شد. سپس با محاسبه ارزش تولید نهایی، ارزش آب به دست آمد.
جان گریگوری58 (1999)، در مطالعه خود در کشور آمریکا به این نتیجه رسیدند که ارزش آب بستگی به نوع زمین کشاورزی دارد و ارزش هر ایکر- فوت آب مصرفی در زمین کلاس یک برابر 44دلار و در زمین کلاس 5 برابر 9 دلار است.
2-10- جمع بندی
در این فصل ضمن معرفی بازار آب، ویژگیهای آن بر شمرده شد. از سوی دیگر، بیان نقش آب در کشاورزی، مدیریت تقاضای آب و ابزارهای آن، قیمتگذاری آب آبیاری و اثرات آن بر مصرف و در نهایت روشهای قیمتگذاری آب آبیاری و تعیین ارزش اقتصادی این نهاده از دیگر موارد مورد توجه در این بخش است. همچنین، با بررسی مطالعات داخلی و خارجی مرتبط چارچوب اصلی مدنظر در روششناسی و متغیرهای اصلی مورد استفاده تعیین شد. با بهرهگیری از مبانی نظری ارائه شده و تجربه موجود در مطالعات پیشین، در فصل بعد روششناسی مورد استفاده در این پژوهش معرفی میشود.
فصل سوم
مواد و روشها
3-1- مقدمه
هدف اصلی در این پژوهش محاسبه ی ارزش اقتصادی آب آبیاری است، این کار به وسیله محاسبه ی ارزش بهره وری نهایی نهاده آب صورت می گیرد. بدین منظور ابتدا فرمهای تابعی مورد استفاده در برازش تابع تولید برنج دانه بلند مرغوب در منطقه فومنات را معرفی کرده و ویژگی های هر یک را بر می شماریم. همچنین، با استخراج تابع تقاضای آب میزان حساسیت تقاضای آب به قیمت یا همان کشش قیمتی آب به دست می آید. در آخرین بخش این فصل نیز جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری این پژوهش ارائه می شود.
3-2- تابع تولید
فرض کنید بتوان تکنولوژی یک واحد تولیدی برنج دانه بلند مرغوب در ناحیه فومنات را که از n نهاده ی تولید استفاده می کند، توسط تابع تولید F که حداکثر تولید Y، را در طول یک زمان مشخص نشان می دهد به صورت زیر ارائه نمود:
(3-1)
Y=f(X_1,X_2,…X_n )=F(X)
که در آن، X=(X_1,X_2,…X_n ) بردار مقادیر نهاده های تولید است. این عبارت متناظر با مجموعه ی امکانات تولید Y(مجموعه تمامی ترکیب های ممکن نهاده ها و محصول) است59. معمولاً فرض می شود که مجموعه امکانات تولید یک مجموعه منظم است، یعنی مجموعه ای غیر تهی، یکنواخت، بسته، محدب و مشتق پذیر است و همین طور فرض می شود، موقعی که سود به حداکثر می رسد تابع تولید دو بار مشتق پذیر، اکیداً شبه مقعر و هموتتیک می باشد60. چامبرز به صورت مشخص دو شرط یکنوایی و ضرورت را نیز جزء خصوصیات تابع تولید می داند.
3-3- توابع تولید مهم در کشاورزی
انواع مختلف از فرمهای تابعی تولید وجود دارد که در این جا به توضیح خصوصیات برخی از اشکال آن پرداخته می شود که در مطالعات تجربی در زمینه کشاورزی بارها مورد استفاده قرار گرفته اند.
3-3-1- تابع تولید کاب- داگلاس61
یکی از معروف ترین توابع تولید که از گذشته های دور مورد استفاده قرار گرفته است، تابع کاب- داگلاس می باشد. شکل کلی تابع تولید فوق که گاهی اوقات به آن تابع تولید توانی نیز می گویند، به صورت زیر است:
(3-2)
Y=α∏_i▒〖x_i〗^(β_i ) i=1,2,…,n
که در آن، Y مقدار محصول (شلتوک)، Xi مقدار نهاده i ام و α نیز پارامتر کارایی می باشد. فرم لگاریتمی آن نیز به قرار زیر است:
(3-3)
ln⁡Y=ln⁡α+∑_(i=1)^n▒β_i ln⁡〖X_i 〗
این تابع خصوصیات ضرورت، همگنی، یکنواختی، تقعر، پیوستگی، مشتق پذیری، غیر منفی و غیر تهی بودن را دارد. پارامترهای تابع کاب- داگلاس α_i کشش های تولید نهاده ها را نشان می دهد. این خصوصیت ضرورت مصرف نهاده را به خوبی نمایان می سازد. از جمله محدودیت های این تابع می توان به ثابت بودن کشش تولید نهاده ها، نشان دادن تنها یک ناحیه تولیدی برای هر نهاده و ثابت بودن بازده ثابت به مقیاس بدون توجه به سطح تولید اشاره کرد (دبرتین، 1376). دلایل عمده استفاده از این تابع، سادگی و سهولت تفسیر نتایج حاصله است. در حقیقت این تابع اجازه می دهد که به سادگی نوع بازده به مقیاس، کارایی عوامل تولید، کشش جانشینی بین نهاده ها و کشش تولید آن ها را تعیین کرد. که در ادامه روابط مربوط به هر یک ارائه میشود.
(3-4)
نهایی تولید
〖MP〗_(X_i )=αβ_i 〖X_i〗^(-^) ∏_(i=i)^n▒〖X_i〗^(β_i )
تولید عامل کشش
ε_(X_i )=β_(i )
جانشینی کشش
σ_jk=σ
3-3-2- تابع تولید ترانسندنتال62
با توجه به ضعف تابع کاب- داگلاس در نشان دادن تابع توليد سه ناحيه اي نئوكلاسيك، در اواسط دهه 1950، محققين تعديل هايي را در تابع كاب ـ داگلاس جست و جو نمودند تا از يك سو، توليد سه ناحيه اي با كشش هاي توليدي متغير را اجازه دهد و از سوي ديگر، تابعي مرتبط با كاب ـ داگلاس و قابل کاربرد برای تخمين آسان در كشاورزي باشد. تابعی که توسط هالتر، کارتر و هوکینگ63 (1957) ارائه شد تعدیلی از کاب- داگلاس بوده و تابع تولید متعالی نامیده شد.
این فرم تابعی یکی از انواع توابع تولید تعمیم یافته کاب- داگلاس است. از نظر لغوی معانی مختلفی از جمله متعالی، عالی، برترین و … برای واژه ترانسندنتال در نظر گرفته شده است (جوهانسون، 1972). فرم ریاضی این تابع به صورت زیر است:
(3-5)
Y=α∏_i▒〖X_i〗^(β_i ) *e^(δ_i X_i ) i=1,2,….,n
ln⁡Y=ln⁡α+∑_(i=i)^n▒β_i ln⁡〖X_i 〗+∑_(i=i)^n▒〖δ_i X_i 〗
این تابع شکل تغییر یافته ای از تابع کاب- داگلاس است که کلیه ویژگی های تابع تولید نئوکلاسیک ها را تأمین می کند. کشش های تولیدی نهاده ها در این فرم ثابت نیست ولی مقدار آن ها تنها به میزان مصرف همان نهاده بستگی دارد. از خصوصیات این تابع آن است که بازده نسبت به مقیاس در آن ثابت نیست، بلکه بستگی به مقدار مصرف نهاده ها دارد. به علاوه این فرم سه ناحیه تولیدی نئوکلاسیک ها را نشان می دهد. با توجه به این مجموعه ویژگیها، تابع ترانسندنتال را می توان یکی از فرم های مناسب برای بیان روابط تولید بر اساس نظریه ی تولید نئوکلاسیک ها دانست. روابط مربوط به تولید نهایی و کشش تولیدی را در زیر مشاهده می کنیم.
(3-6)
نهایی تولید
〖MP〗_(X_i )=[(β_i/X_i )+δ_i ]*Y
تولید عامل کشش
ε_(X_i )=[(β_i/X_i )+δ_i ]*X_i
3-3-3- تابع تولید ترانسلوگ64
تابع ترانسلوگ در حقیقت تابع تولید ترانسندنتال لگاریتمی است. تابع ترانسلوگ براي اولين بار در سال 1972 توسط کریستنسن، جوگنسن و لاو65 ارائه شد. فرم کلی این تابع به صورت زیر است:
(3-7)
Y=α_Y ∏_i▒〖X_i〗^(α_i ) ∏_i▒〖X_i〗^(1⁄2 ∑▒〖〖(b〗_ij log⁡〖X_j)〗 〗) i,j=1,…,n
ln⁡Y=α+∑_(i=i)^n▒β_i ln⁡〖X_i 〗++// ∑_(i=i)^n▒∑_(j=j)^n▒〖δ_ij (ln⁡〖X_i 〗 )(ln⁡〖X_j 〗 ) 〗
از مهم ترین علل به کار گیری گسترده این تابع توسط اقتصاد دانان امروز، سهولت در تفسیر نتایج و نیز محاسبات لازم در استخراج تابع ترانسلوگ است (جوهانسن، 1972). این تابع نیز تمامی ویژگی های تابع تولید نئوکلاسیک را تامین می کند. از مشخصات دیگر این تابع آن است که اجازه می دهد کشش های جانشینی و کشش های تولیدی بسته به سطح مصرف نهاده ها تغییر کند. به علاوه مشتق اول این تابع محدودیتی از نظر علامت ندارد. به عبارت دیگر، تابع ترانسلوگ هر سه ناحیه تولیدی را نشان می دهد و تولید نهایی در آن فزاینده، کاهنده و یا منفی است. در تابع ترانسلوگ علاوه بر پارامترهای متغیرهای اصلی ضرایب روابط متقابل متغیرها نیز برآورد می شود. شرط ضرورت در این تابع تعریف نشده است. همچنین، مقدار کشش جانشینی در این تابع غیرقابل تعیین میباشد. در این فرم تابعی مقادیر تولید نهایی و کشش جزئی عامل تولید با استفاده از روابط زیر تعیین میشوند.
(3-8)
نهایی تولید
تولید عامل کشش
3-3-4- تابع تولید درجه دوم تعمیم یافته66
از اين تابع توليد در مطالعات مربوط به توليد محصولات زراعي و دامي بسيار زياد استفاده مي شود. در اين تابع منحني هاي محصول همسان نسبت به مركز مختصات محدب است. همچنین، در اين تابع سه ناحيه توليدي كاملاً آشكار است و توليد حتي بدون يك يا چند نهاده (با فرض وجود حداقل يك نهاده) امكان پذير میباشد. شکل کلی تابع تولید درجه دوم به صورت زیر است:
(3-9)
Y=a_Y+∑_(i=1)^n▒〖a_i x_i 〗+∑_(i=1)^n▒〖a_ii 〖x_i〗^^ 〗+∑_(i=1)^n▒∑_(j=1)^n▒〖a_ij x_i x_j 〗
این تابع کلیه ویژگی های تابع تولید نئوکلاسیک ها را به جز شرط ضرورت تأمین می کند. تابع خطی متداخل در این فرم وجود دارد. علاوه بر این همانند تابع تولید ترانسلوگ، کشش های تولیدی در این تابع نیز بستگی به میزان مصرف نهاده ها دارد و مشتق آن محدودیتی از نظر علامت ندارد. این تابع سه ناحیه تولیدی را نشان می دهد. در این تابع نیز پارامترهای روابط متقابل نهاده ها برآورد می شود و در نتیجه امکان ارزیابی هم زمان اثر متقابل نهاده ها بر یکدیگر فراهم می شود. در این تابع شرط تقعر کلیت ندارد. مقادیر تولید نهایی و کشش عامل تولیدی در تابع تولید درجه دوم تعمیمیافته به قرار زیر است.
(3-10)
تولید نهایی
کشش جزئی عامل تولیدی
3-4- استخراج تابع تقاضا نهاده آب آبیاری در حالت کلی
متقاضیان آب در بخش کشاورزی تولید کنندگان محصولات در این بخش اند که آب را به عنوان یک نهاده در کنار سایر نهاده ها برای تولید محصولات به کار می گیرند. از این رو، تقاضای کشاورزان برای آب از تقاضا برای محصولات تولیدی مربوطه سرچشمه می گیرد و میزان آن تحت تاثیر قیمت کالا و فناوری تولید محصول تعیین می شود. به همین دلیل ادبیات اقتصادی تقاضا برای آب و به طور کلی تقاضا برای نهاده های تولید را تقاضای مشتق شده می نامند.
فرض کنید یک واحد تولیدی مثلاً یک مزرعه تولید برنج دانه بلند مرغوب مقدار Y کیلوگرم محصول را با به کار گیری یک مجموعه از نهاده های xi (i=1,2,…,n) و از جمله نهاده آب تولید می کند.
به علاوه، فرض کنید این واحد تولیدی بتواند نهاده ها را از بازار رقابت آزاد و با قیمت ri، (i=1,2,…,n) تهیه نماید و محصول تولیدی را با قیمت P در بازار به فروش برساند. برای این واحد تولیدی سود حاصل از تولید و فروش محصول (π) به صورت زیر نشان داده می شود:
(3-11)
π=P.Y-∑_(i=1)^n▒〖r_i x_i 〗
π=P.f(x_1,x_2,…,x_n )-∑_(i=1)^n▒〖r_i x_i 〗
حال چنان چه این واحد بخواهد سود خود را حداکثر نماید، بر اساس اصول بهینه یابی می بایست هر یک از نهاده ها و از جمله آب را تا آن جا مصرف نماید که

Leave a Comment