تکنولوژی تولید می تواند منجر به تغییرات قابل ملاحظه در تقاضا برای یک نهاده گردد.
2-9- مروری بر مطالعات انجام شده
مطالعات انجام شده در رابطه با قیمت گذاری آب را در دو بخش مطالعات داخلی و خارجی در ذیل آورده شده است.
2-9-1- مطالعات داخلی
شرزه ای و امیر تیموری (1391)، به تعیین ارزش اقتصادی آب های زیر زمینی شهرستان راور در سال زراعی 87-1386 پرداخته اند. به این منظور روش محاسبه ارزش بهره وری نهایی نهاده مورد استفاده قرار گرفته است. به کارگیری این روش نیازمند تخمین تابع تولید محصول است. لذا ابتدا تابع مناسب برای محصول پسته تخمین زده شده و سپس ارزش اقتصادی آب با محاسبه ی ارزش بهره وری نهایی تعیین گردید. نتایج این تحقیق نشان داد که ارزش اقتصادی هر مترمکعب آب زیرزمینی از شهرستان راور به طور متوسط 19870 ریال می باشد. با توجه به سهم 49 درصدی آب از کل ارزش پسته و کمیاب بودن این نهاده در شهرستان راور لازم است قیمت آن به تدریج به مقدار واقعی خود نزدیک و به ترویج و تشویق کشاورزان به منظور مصرف بهینه آب پرداخته شود.
ابونوری و همکاران (1390)، در مطالعه ای از روش هدانیک برای ارزش اقتصادی آب کشاورزی در شهرستان سبزوار استفاده نموده اند. جامعه آماری در این پژوهش، تمام قطعه زمین های آبی و دیم اجاره شده ی شهرستان سبزوار در سال 88-87 است. قیمت زمین های آبی و دیم منطقه بر مبنای ویژگی ها و خصوصیات کیفی و کمی آن ها و با روش حداقل مربعات معمولی صورت گرفت. پس از تفاوت قیمت زمین های آبی و دیم، قیمت اجاره یک ساله آب برای یک هکتار زمین به دست آمد. نتایج نشان می دهد که بیشترین قیمت برای آب مربوط به زمین های لومی که با آب شیرین و نسبتا شیرین آبیاری می شود است. این قیمت معادل 254111 و 264103 تومان برای اجاره یک ساله آب در یک هکتار از این زمین هاست.
شمس الدینی و همکاران (1389)، در پژوهشی با هدف تعیین ارزش اقتصادی آب با استفاده از تحلیل تابع تولید در میان بهره برداران چغندرقند شهرستان مرودشت، به جمع آوری اطلاعات از میان 50 بهره بردار در سال 1385 که با روش نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای پرداختند. نتایج حاصل از برآورد تابع تولید نشان داد که نهاده های آب، نیروی کار و کود شیمیایی بر تولید اثر مثبت دارند. بر اساس ضرایب حاصل مشخص شد 10 درصد افزایش در میزان استفاده از نیروی کار حدود 58/1 درصد افزایش در تولید را به دنبال خواهد داشت. این رقم در مورد نهاده های آب و کود شیمیایی به ترتیب 3 و 4/3 درصد به دست آمد. ارزش نهایی هر مترمکعب آب مورد نیاز در تولید چغندرقند برابر 6/211 ریال بر پایه قیمت های سال 1385 به دست آمد. در حالی که به ازای هر مترمکعب آب از تولید کنندگان تنها حدود 8/26 ریال دریافت می شود. همچنین نتایج تابع تقاضای آب نشان داد قیمت آب بر تقاضای آن اثر معنی داری ندارد اما افزایش قیمت محصول می تواند منجر به افزایش تقاضا برای آب شود.
نجفی و نجفی (1389) طی پژوهشی با استفاده از روش حداکثرسازی سود اقدام به تخمین تابع تقاضای آب در مزارع پرورش ماهی و محاسبه‌ی کشش قیمتی تقاضای آب نمودند. نتایج این مطالعه حاکی از این است که چون کشش قیمتی تقاضا برابر 27/1- بوده لذا با اطمینان می‌توان گفت که قیمت‌گذاری مناسب و منطقی برای آب سبب کاهش مصرف آب شده و مانع استفاده‌ی بی‌رویه از آن می‌گردد.
زارع پور و شاوردی (1388)، به تعیین ارزش اقتصادی آب در تولید محصولات زراعی استان گلستان پرداختهاند. برای این منظور از روش اقتصادسنجی و برآورد توابع تولید مختلف استفاده شده است. سپس با استناد به معیارهای اقتصاد سنجی از بین فرمهای تابعی بهترین فرم انتخاب گردیده و هزینه انتخاب فرم تابعی نامناسب را نشان دادهاند. نتایج نشان داد که برای محصول گندم آبي تابع تولید ترنسلوگ و براي محصولات سويا آبي و گوجه فرنگي آبي تابع لئونتيف تعميم يافته به عنوان بهترین فرمهای تابعی شناخته شد و با استفاده از آنها، ارزش اقتصادی آب در تولید این محصولات به ترتیب 1624، 2084 و 3250 ريال بر متر مكعب بدست آمد. همچنين، متوسط وزني ارزش اقتصادی آب در مصارف كشاورزي استان گلستان 1795 ريال بر متر مكعب است، ضمن اينكه عدم توجه به معیارهای اقتصاد سنجی در محاسبه ارزش اقتصادی آب با استفاده از رویکرد تابع تولید، مي تواند نتایج گمراه کنندهای به همراه داشته باشد.
امینیان و همکاران (1388)، در مطالعه ای به برآورد ارزش اقتصادی آب از دیدگاه تولید کننده با استفاده از برآورد تابع تولید در رشته محصول پسته و تعیین ارزش اقتصادی آب از دیدگاه عرضه کننده با استفاده از رهیافت اقتصاد سنجی به روش تعیین هزینه متوسط استحصال در شهرستان دامغان از توابع استان سمنان پرداختند. بدین منظور در سال زراعی 87-1386 از طریق روش نمونه گیری تصادفی دو مرحله ای تعداد 194 باغدار پسته متناسب با حجم نمونه انتخاب و اطلاعات مورد نیاز در خصوص تولید محصول و مشخصات فنی چاه از طریق پرسشنامه تهیه گردید. با توجه به معیارها و آزمون های اقتصاد سنجی تابع تولید ترانسلوگ به عنوان تابع برتر شناخته شد. نتایج نشان داد که ارزش اقتصادی آب در پسته به ازای هر مترمکعب معادل 1426 ریال می باشد. این در حالی است که ارزش واقعی آب از دیدگاه عرضه کننده معادل 37/233 ریال به دست آمد. ارزش مبادله ای آب نیز به طور متوسط در زمان حداکثر تقاضای آب برابر 87/788 ریال می باشد. همچنین نهاده آب در پسته بعد از نهاده نیروی انسانی بالاترین کشش تولید را دارد.
تهامی پور (1384)، به تعيين ارزش اقتصادي آب آبیاری، بررسی حد بهینه استفاده از نهادهها و بررسي اثر تغيير در سطح آبهای زيرزميني بر سطح رفاه اجتماعي بهره برداران در توليد پسته شهرستان زرند پرداخته است. براي رسيدن به اهداف ياد شده ابتدا تابع تولید مناسب تخمین زده شده و با استفاده از آن ارزش اقتصادی آب و همچنین بهره وری متوسط و جزئی نهادهها مورد بررسی قرار گرفته و برای تعیین حد اقتصادی مصرف نهادهها از آنها استفاده شده است. در مرحله بعد، به تخمین تابع هزینه و تشکیل تابع سود یا رفاه اجتماعی پرداخته شده است تا اثر تغییر در سطح آبهای زیرزمینی بر مقدار رفاه اجتماعی تولید کنندگان بررسی گردد. در قسمت دیگری از این مطالعه با استفاده از روش برنامهریزی خطی به تعيين قيمت سايهاي آب در بخش كشاورزي پرداخته شده است. پس از اجراي الگوي برنامهريزي براي هر دشت، قيمت سايه اي آب و تركيب بهينه مصرف آب مشخص گردیده است. در مرحلة بعد با استفاده از تابع تقاضاي معياري به تعيين مقدار تقاضاي آب در هر دشت پرداخته شده و در نهايت با استفاده از تابع تقاضای خطي تخمين زده شده، جهت تعيين اندازة بهينه بهرهبرداري از منابع آب زيرزميني در دشتهاي مذكور اقدام گردیده است. نتایج قسمت اول نشان داد که ارزش اقتصادی آب در منطقه مورد مطالعه 86/719 ریال به ازای هر متر مکعب میباشد. نهادههاي آب و نيروي كار كمتر از حد بهينه و نهادة كار ماشيني بيشتر از حد بهينه استفاده ميشود و يك متر افزايش در عمق چاه يا كاهش در سطح آبهاي زير زميني باعث كاسته شدن 430012 ريال از سود اجتماعي بهره برداران خواهد شد. نتايج قسمت دوم نشان ميدهد كه متوسط قيمت سايهاي براي آب با شوريهاي مختلف براي دشت هاي زرند و سيريز به ترتيب 4645 و 2619 ريال به ازاي هر متر مكعب بوده و كشش قيمتي تقاضاي آب براي هر كدام از اين دشتها به ترتيب 24/0- و 43/0- ميباشد كه نشان ميدهد تقاضاي آب در دشت سيريز نسبت به دشت زرند كشش پذيرتر است ولی در عین حال برای هر دو دشت تقاضاي آب بیکشش میباشد.
محمدي نژاد و همکاران (1380)، در پژوهشی در اراضي زير سد ساوه، با برآورد تابع توليد محصولات منطقه، ارزش اقتصادي آب را براي هر يك از محصولات غالب كشت شده در محدوده طرح، تعيين نمودند. آن ها حداقل ارزش اقتصادي آب در محل سد براي روستاهاي محدوده طرح كشت محصولات گندم، پنبه و جاليز و باغات را به ترتيب 9/73 ، 8/125، 7/128و 9/87 ريال محاسبه نمودند. محققين پيشنهاد نمودند كه با توجه به شرايط خاص فروش آب سد به بهره برداران، براساس حقابه آنها و امكانات شركت بهره برداري از‌ آب هاي سطحي ساوه در اندازه گيري حجمي آب اعمال قيمت به روش منطقه اي مي تواند مناسب باشد.
2-9-2- مطالعات خارجی
ادوسومیلی و همکاران45 (2011)، در مطالعه ای به تخمین تابع تقاضای آب آبیاری در دشت های بلند تگزاس پرداختند. به دلیل حجم کم بارش سالانه در این منطقه (تقریبا 5/20 اینچ) از آب آبیاری به عنوان مکمل برای بارش استفاده می کنند و این آب از منابع زیرزمینی پمپاژ می شود. ترجیحات آشکار شده تولید کنندگان این منطقه نشان می دهد که تخصیص زمین برای کشت محصولات مختلف به طور تقریبا برابری تحت تاثیر قیمت محصول و آب است. در حالیکه تقاضای آب بیشتر به قیمت آب حساس است تا قیمت محصول. کشش قیمتی آب برای محصول دانه سویا در این تحقیق 106/0- برآورد شد که حاکی از آن است که کشاورزان این منطقه به سیاست افزایش قیمت آب حساسیت کمی دارند.
دیویدسون و هلگرز46 (2011)، کشش خودی ‌قیمتی تقاضای آب آبیاری را در حوضه‌ی آبریز موسی47 در هند براورد نمودند. کشش قیمتی ‌خودی برای 25 محصول که آب بیش‌ترین ارزش را داشت معادل 1/2- برآورده شد در حالی که مقدار کشش برای 31 محصول دیگر که آب، ارزش کمتری داشت برابر 44/0- محاسبه شد و به طور کلی مقدار کشش معادل 64/0 برآورد گردید.
مطالعه‌ی مولن و همکاران48 (2009)، حاکی از این است که تقاضای آب توسط کشاورزان منطقه‌ی جورجیا49 در آمریکا به میزان کمی تحت تأثیر قیمت آب آبیاری قرار دارد به گونه‌ای که کشش‌های قیمتی بین 01/0- و 17/0- بوده در حالی که حساسیت تقاضای آب نسبت به قیمت محصول بیش‌تر بوده به طوری که میزان کشش بین مقادیر 5/0 و 82/0 بوده است.
مساجورادو و همکاران50 (2008)، در مطالعه ای به بررسی سیاست ها و بازار آب کشاورزی در منطقه ای در جنوب اسپانیا پرداخته اند و از روشی به نام روش باقیمانده به منظور ارزش گذاری آب کشاورزی در محصولات مختلف برای سال 2015 نسبت به 2005 بهره گرفتند. در این روش، هزینه‌ی استفاده از همه‌ی نهاده‌ها به جز نهاده‌ی آب از بازده ناخالص کسر شده و باقی‌مانده‌ی بازده ناخالص به آب نسبت داده می‌شود.
بریند51 (2006)، قيمت گذاري آب را به عنوان راه حل نهايي مقابله با بحران آب معرفي ميکند. وي به منظور قيمت گذاري آب براي محصولات کشاورزي از رهيافت تابع تولید استفاده کرده است. نتايج نشان ميدهد استفاده از روش هزینه ی نهایی برای قیمت گذاری آب، افزایش رفاه، سطح GDP، و سرمایه گذاری و کاهش بیکاری را ممکن می سازد و توزیع آب آشامیدنی رشد می کند؛ در حالیکه استفاده از هزینه ی متوسط برای قیمت گذاری آب که هم اینک در سنگال اجرا می شود، اقتصاد بلند مدت را به سمت بحران هدایت کرده و کاهش تولیدات کشاورزی و کاهش شدید رفاه و افزیش بیکاری را به دنبال خواهد داشت.
لینهارت و همکاران52 (2004)، بیان می‌کنند که برنامه‌ریزی و مدیریت منابع آب در اغلب کشورها به موضوع بسیار مهمی تبدیل شده است و به عنوان بخشی از این مسأله، براورد دقیق تقاضای آب کشاورزی عاملی ضروری برای مدیریت آب می‌باشد. این محققین در مطالعه‌ی خود، تقاضای آب آبیاری را برای واحدهای شبیه‌سازی انفرادی محاسبه و سپس آن را به سطح منطقه‌ی مورد مطالعه (جنوب غرب فرانسه) تعمیم دادند.
پيتافي و روماست53 (2003)، به تعيين قيمت کاراي آبهاي زير زميني و سرمايه گذاري هاي حفاظتي در آبريزها پرداختند که به منظور دستيابي به اهداف مطالعه خود، از روش برنامه ريزي خطي استفاده نمودند.
آبرنتی و همکاران54 (2000)، در دره نیجر متوسط قیمت آب را از سال 1992 تا 1996 برای

Leave a Comment