دارد که می تواند باعث بی علاقگی و انزوای او شود. (شریعتمداری،۱۳۷۸،ص۱۵۶)
زبان بیانی:شامل توانایی استفاده از زبان برای بیان افکار خود و برقراری ارتباط کلامی با دیگران است.بعضی از کودکان به آسانی قادر به فهم آنچه به آنها گفته می شود می باشند اما در پاسخ دادن و بیان اهداف خود مشکل دارند.یک مشکل در صحبت کردن اختلال زبان بیانی است.(همان منبع،ص۱۵۷)
لکنت زبان۴۳ :
تعاریف لکنت زبان بسیار متعددند.به معنای وسیع می توان گفت که لکنت زبان یک مسئله آهنگ بیان یا مشکل گفتار است.برخی دیگر از مؤلفان(روندال و سرون،۱۹۸۲) لکنت زبان را اختلال سیالی کلامی-ناشی از شرطی شدن منفی یک هیجان-دانسته اند.از این دیدگاه،عمل حرف زدن در برخی از کودکان خردسال با واکنش شدید ترس توأم می شود و سپس بتدریج،این ترس به تمامی لحظات ارتباطی تعمیم می یابد. (دادستان،۱۳۸۷،ص۶۴)
وینگ (۱۹۶۴) یک تعریف محدود اما بسیار صریح را پیشنهاد کرده است: «لکنت زبان یک اختلال سیالی بیان لفظی است که بر اساس تکرارها و تطویلهای غیر ارادی،صدا دار یابی صدا،به هنگام انتشار واحدهای کوچک سخن یعنی اصوات،هجاهای مجزا یا هجاهای کلمات مشخص می شود.این اختلالها معمولاً بسیار فراوانند و به آسانی مهار نمی شوند».
بر اساس DSMIV (1994)، اختلال سیالی بهنجار و آهنگ سخن گفتن که با سن فرد نامتناسب است،ویژگی اصلی لکنت زبان را تشکیل می دهد.این اختلال با تکرارها و تطویلهای صوتها وهجاها و همچنین دیگر اختلالهای سیالی گفتار همراه است.(همان منبع،ص۶۷)
فراوانی لکنت زبان و ویژگیهای وابسته به جنس
در مورد فراوانی لکنت زبان در جنس مذکر و مؤنث،همگرایی قابل ملاحظه ای بین محققان کشورهای مختلف مشاهده می شود و تقریباًتمامی پژوهشگران،تعداد پسران مبتلا به لکنت زبان را ۳ تا ۴ برابر دختران تخمین زده اند.در DSMIV،نسبت پسران به دختران ۳ به ۱ ذکر شده است.این پدیده نیز مانند جهان شمول بودن لکنت زبان به گونه های متفاوت تفسیر شده است.مؤلفانی که دیدگاه سیبرنتیکی گفتار را پذیرفته اند،عقیده دارند که توانایی مهار عصبی-عضلانی گفتار-دست کم در نخستین سالهای زندگی در پسران کمتر از دختران است.(وان ریپر،۱۹۷۸؛اینگرام،۱۹۷۴).
اگر چه این تبیین می تواند پذیرفتنی باشد اما به علت وابستگی سازمان یافتگی عصبی-عضلانی گفتار به مراکز متعدد کرتکسی و مشکلاتی که در راه بررسی ساختها و کنش های آن وجود دارند،هنوز قبول عام نیافته است.(اینترنت)
انواع لکنت زبان
تاکنون سه نوع لکنت یا گرفتگی زبان به شرح زیر شناسایی شده است:
۱-لکنت زبان کلونیک:لکنت زبان کلونیک عبارت است از تکرار تشنج آمیزیک واج یا هجا قبل از اینکه کلمه یا جمله ادا شود و یا ادامه یابد؛برای مثال«آآآب» یا «ماماماما در بزرگ رفت» .
۲-مکررگویی صرف یا تکرار صرف: از نظر بالینی تنها هنگامی می توان لکنت زبان را کلونیک خواند که لکنت حالت تکرار دارد که حالت کلونیک در مورد آن صدق نمی کند و می توان آن را مکرر گویی صرف نامید.برای مثال از کودک پرسیده شود که اسم تو چیست؟جواب می دهد«به به به حسین» که لفظ تکراری اولیه کودک هیچ نوع ارتباطی با مفهوم مورد نظر ندارد.(سیف نراقی نادری،۱۳۸۷،ص۱۹۵)
در اثر برخورد خشن و نادرست با فرد مبتلا به لکنت و یا توقع بیش از حد دیگران از او،ممکن است.وی دچار ترکیبی از لکنت زبان کلونیک و تونیک شود که آن را کلونو-تونیک می خوانند.همچنین احتمال دارد که در اثر عوامل نامساعد محیطی فرد مبتلا دچار «سندرم آشفتگی» نیز گردد.(همان منبع،ص۱۹۵)
علت شناسی لکنت زبان
همان گونه که بلودشتاین (۱۹۷۵) ، یکی از بهترین متخصصان آمریکایی لکنت زبان اظهار می دارد سؤالهایی که ۲۵ تا ۵۰ سال قبل در مورد علل لکنت زبان مطرح بوده اند،هنوز پاسخ قانع کننده ای دریافت نکرده اند و هنوز هم برخی از مؤلفان،لکنت زبان را به مشکلات شخصیتی نسبت می دهند،گروهی آن را ناشی از مشکلات پزشکی می دانند و برخی دیگر نیز این اختلال را در چهارچوب مشکلات ارتباطی قرار می دهند. (باطنی،۱۳۷۱،ص۷۷)
محققان مجموعه ای از رفتارهای آموخته شده را به عنوان علت بروز لکنت زبان در نظر گرفته اند.به عبارت دیگر،این احتمال وجود دارد که کمال جویی و خواسته های افراطی اطرافیان و بخصوص والدین درباره گفتار کودک در ایجاد لکنت زبان مشارکت داشته باشند.(وان ریپر،۱۹۷۱) (همان منبع،ص۷۸)
کوششهایی نیز برای تعیین یک ریخت شخصیتی در والدین کودکان لکنتی به عمل آمده اند.در این مورد،مادران در طراز نخست قرار دارند و آنان را مادرانی مضطرب،فزون حمایتگر،واجد بازخوردهای متناقض (در عین حال جاذب و دافع) و یا نا منعطف و فاقد گرمی عاطفی،نا ایمن و ناراضی دانسته اند.(همان منبع،ص۷۹)
درمان لکنت زبان
همه مؤلفان در این باب هم عقیده اند که هر اندازه درمان لکنت زبان زودتر آغاز شود به نتایج سریعتر و بهتری منجر خواهد شد.بنابراین،درمانگری باید بین ۵ تا ۷ سالگی آغاز شود.بر اساس نظر وان ریپر (۱۹۷۳) ف ضمن آنکه برخی از درمانگران به تدلیف چندین روش برای درمان بیماران خود می پردازند.روی آوردهای درمانگری لکنت زبان را می توان در ۶ مقوله بزرگ طبقه بندی کرد:
-درمانگریهای مبتنی بر تلقین،انحراف توجه و اقناع؛
– درمانگریهای مبتنی بر تنش زدایی؛
– درمانگریهای مبتنی بر آهنگ گفتار و مهار بازده؛
– درمانگریهای مبتنی بر تنبیه و تقویت؛
– درمانگریهای مبتنی بر نظریه سیبرنتیک۴۴ ؛
– روان درمانگریها ،دارو درمانگریها و گروه درمانگریها.(دادستان،۱۳۷۸،ص۴۰)
نکاتی که در ارتباط با فرد لکنتی باید به خاطر داشت:
۱-برخوردی کاملاً ارام،صمیمی و عادی با او داشته باشید.
۲-هرگز از نحوه صحبت کردن او تقلید نکنید.
۳-باصبر و حوصله به صحبتهای او گوش کنید.
۴-مراقب باشید تا او با بینی هوا را وارد ریه کند و از دهان خارج کند.
۵-به او آموزش دهید که شمرده و آرام صحبت کند و مراقب وضعیت تنفسی خود باشد.
۶-از او بخواهید که با آرامش کامل در مقابل آینه با خودش یا شما صحبت کند.
۷-برای اصلاح تکلم فرد لکنتی از کلمات و جملات ساده شروع کنید و پس از آن بر میزان دشواری آن بیفزایید.
۸-با دادن مسئولیت هایی که از عهد آنها بر می آید و مایل است آنها را انجام دهد،اعتماد به نفس او را تقویت کنید.(میلانی فر،۱۳۸۶،ص۲۸۴)

تبیین تفاوتهای کلامی بین دو جنس
تفاوتهای زبانشناختی بین دو جنس را می توان با توجه به دو محور اصلی که باید مغایرت ندارند،تبیین کرد: محورزیست شناختی و محور اجتماعی.
تبیین زیست شناختی به رشد یافتگی فیزیولوژیکی سریعتر دختران استفاده می کند.اما از آنجایی که این فرضیه نتوانسته است علت برتری پسران را در برخی از زمینه های دیگر (مانند ساخت دهی فضایی) تبیین کند،مورد پذیرش قرار نگرفته است.
فرضیه وجود یک تفاوت در سطح ساختار آناتومیکی مغز نیز عنوان شده است.متداولترین شکل این فرضیه شکلی است که به جانبی شدن سرعتر دختران اشاره دارد (با فری و گری،۱۹۷۲). اما هنمانگونه که برکو- گلیسن (۱۹۷۹) متذکر می شود،داده های قاطعی برای تأکید این دیدگاه در دست نیستند.(حسن پناه،۱۳۸۰،ص۹۰)
بر حسب یکی از متداولترین فرضیه ها،کارآمدی زبانشناختی برتر دختران را می توان ناشی از واکنشهای اجتماعی بیشتر آنها در برابر محرکهای کلامی دانست (گونارو دو ناهو،۱۹۸۰)
این واکنشها که می توانند به صورت لبخند،صوتی سازی و غیره باشند،احتمال مکالمه با دیگری را افزایش می دهند و فعالیت زبانشناختی را تسهیل می کنند.(همان منبع،ص۹۲)
آیا جنسیت در ساختار و کار مغز اهمیت دارد؟
مغز انسان ها،مرد و زن خیلی شبیه یکدیگرند با این حال محققان به وجود تفاوتهای بین زن و مرد پی برده اند.برخی از تفاوتهایی که تاکنون کشف شده اند عبارتند از:
۱-بخشی از هیپوتالاموس که مسئول رفتار جنسی است در مردها بزرگتر از زنها است.
۲-قسمتی از جسم پینه ای- نواری از بافت ها که از طریق آن دو نیمکره مغز با هم مرتبط می شوند در زنها بزرگتر از مردها است.آیا می توانیم بگوییم که این باعث می شود پردازش اطلاعات مردان و زنان متفاوت باشند؟ (فیروز بخت،۱۳۸۳،ص۱۵۷)
یک مطالعه نشان داد که زنان در پردازش زبان بیشتر از دو نیمکره مغزشان استفاده می کنند در حالی که مردها بیشتر از نیمکره چپشان. اختلاف نظر در مورد وجود یا عدم وجود تفاوتهای جنسی در مهارتهای انسانی و میزان این تفاوتها ادامه دارد.(همان منبع،ص۱۵۸)
در یکی از مطالعات اخیر در زمینه تصویرسازی عصبی،معلوم شده است ناحیه ای از لوب آهیانه ایی که با مهارتهای بصری فضایی سر و کار دارد،در مردها بزرگتر از زنها است.(فردریس و دیگران،۲۰۰۰) از طرف دیگر، حافظه کلمات و مهارتهای حرکتی ظریف زن ها بهتر است این توانایی ها می تواند بر اثر لباس دوزی و تهیه غذا پدید آمده باشد.اما آیا این تفاوتها را ایجاد کرده است یا بیشتر پیامد محیط و عوامل اجتماعی که نقشها و خصوصیات وابسته به جنس و قالبی را تعریف می کند و شکل گیری مغزمان بر اثر این نقشها هستند؟
برخی از روانشناسان تفاوتهای زنان و مردان در پیشرفت ریاضی و کلامی را به همین مورد ربط می دهند.(همان منبع،ص۱۶۰)

پیشینه تحقیق:
تحقیقات ایرانی:
۱)آقاجانی در سال ۱۳۸۳ در دانشگاه اردبیل تحقیقی باعنوان شیوه های فرزند پروری و تأثیرات آن بر سازگاری اجتماعی و قدرت کلامی دانش آموزان راهنمایی این شهرستان انجام داده و نتیجه گرفت که شیوه های فرزند پروری دموکراتیک با سازگاری اجتماعی و قدرت کلامی رابطه مستقیم دارد اما شیوه های فرزند پروری سهل گیرانه و استبدادی با قدرت کلامی و ناسازگاری رابطه معکوس دارد.
۲) خلعت بری (۱۳۸۰) در پژوهشی که بر روی دانش آموزان پسر انجام داد دریافت که بین شیوه های فرزند پروری استبدادی با قدرت کلامی فرد رابطه منفی وجود دارد.
۳) اسلامی و سالاری (۱۳۸۲) در تحقیق خود به این نتیجه رسیده اند که بین شیوه های فرزند پروری استبدادی و قدرت کلامی رابطه وجود دارد.
۴) موسوی شوشتری (۱۳۷۹) در تحقیقی که بر روی ۲۲۰ دانش آموز دختر اهواز صورت داد به این نتیجه رسید که دانش اموزانی که والدین آنها از شیوه های فرزند پروری دموکراتیک استفاده می کنند از قدرت کلامی و عملکرد تحصیلی بالاتری برخوردارند.
۵) در پژوهشی که اسفندیاری(۱۳۷۴) در ایران انجام داد تا امکان تغییر شیوه های فرزند پروری والدین کودکان مبتلا به اختلالات کلامی را بررسی کند از تعدادی از صاحب نظران در مسائل روان شناسی و علوم تربیتی درخواست کرد میزان اعتبار هر جمله از پرسشنامه را مشخص نمایند؛نتیجه بررسی ها نشان داد که این پرسش نامه از اعتبار بالایی برخوردار است.وی برای تعیین پایایی پرسش نامه از ۱۲۰ نفر از مادران جمعیت مورد مطالعه در خواست کرد تا پرسشنامه را تکمیل نمایند.بعد از گذشت چند هفته مجدداً پرسشنامه توسط

Leave a Comment