ن طبقه متوسط، با آنچه از آنها انتظار می رونددر مدرسه انجام دهند کمتر هماهنگ است . زمانی که وارد مدرسه می شوند از نظر دنبال کردن دستورالعمل ها توضیح دادن دلایل و فهمیدن آنها و درک کردن زیاد دشوار و به کاربردن آن خوب هستند در حالی که خانواده های محروم احتمالاً کمتر به امکانات مراقبت از سلامتی دسترسی دارند بیشتر به بیماری هایی مانند مسمومیت از سرب مبتلا می شوند.مادران آنها احتمالاً از مراقبت مناسب بیش از تولد کمتر برخوردار بوده اند این عوامل می توانند رشد شناختی را به تعویق اندازند و برآمادگی تحصیلی نیز تأثیر گذارند البته در خانواده های کم درآمد از هر نوع امکانات برای کمک به موفقیت فرزندانشان محروم هستند. برای مثال فرزندان خانواده های محروم به احتمال زیاد بینایی اصلاح نشده، مشکلات شنوایی یا مشکلات سلامتی دیگری دارند که می توانند از موفقیت آنها در مدرسه جلوگیری کنند.( سید محمدی۱۳۸۵ ص ۱۲۶)
تفاوت مهم دیگر خانواده های طبقه متوسط یا طبقه پایین به انواع فعالیت های مربوط می شود که والدین با فرزندانشان انجام می دهند.والدین طبقه متوسط از فرزندانشان توقع زیادی دارند و برای رشد عقلانی به آنها پاداش می دهند آنها احتمالاً برای استفاده از زبان الگوهای خوبی فراهم می آورند، مکرراً با فرزندانشان صحبت و برای آنها رو خوانی می کنند تا روخوانی و سایر فعالیت های یادگیری را تشویق می کنند.آنها هر نوع سواد یادگیری مانند کتاب، دایره المعارف، نوارهای کاست،معما و به طور روز افزون کامپیوتر برای فرزندانشان تأمین می کنند،این والدین هم چنین به احتمال بیشتری فرزندانشان رادر معرض تجربیات یادگیری خارج از خانه مانند موزه ها،کنسرتها و باغ وحش ها قرار می دهند. آنها به احتمال بیشتری می توانند به فرزندانشان کمک کنند در مدرسه موفق شوند.(همان منبع ۱۲۷)
والدین طبقه متوسط از فرزندانشان انتظار پیشرفت زیاد دارند و آن را مطالبه می کنند و والدین طبقه کارگر و طبقه پایین احتمالاً از فرزندانشان بیشتر انتظار رفتار خوب و اطاعت را دارند.(براهنی ۱۳۸۵ ص ۱۲۹)

زبان۲۳ چیست؟
زبان کنش پیچیده ای است که بیان و ادراک حالات عاطفی،مفاهیم و افکار راب ه وسیله علایم صوتی یا تصویری میسر می سازد.به عبارت دیگر،زبان از نظام سازمان یافته نمادهایی تشکیل شده است که انسان ها برای بیان و دریافت معنا به کار می برند و مستلزم یک نظام قواعد و تبلور این نظام به صورت رفتارهای عینی گفتاری و نوشتاری است.برخی از مؤلفان معتقدند که محدودیت در انتقال نظام های ارتباطیِ فطری مانند حرکات و حالات چهره،به پدید آیی تدریجی نظام های رمزی زبان منجر شده است؛نظام هایی که نه تنها از گفته ها و نوشته ها به جای بیان مستقیم افکار و عواطف سود می جویند بلکه رویدادهای گذشته و آینده را نیز مانند آنچه به زمان حال تعلق دارد بیان می کنند.(مک نیل،۱۹۶۶؛بتیس،۱۹۷۹) (هیئت مؤلفان،۱۳۸۶،ص۶۳)
یک کودک از لحلظ فطری به گونه ای برنامه ریزی شده که می تواند به وسیله لبخند،تماس چشمی،اصوات و حرکات(نظام پیش-زبان شناختی) ارتباط برقرار نماید و از لحلظ ژنتیکی نیز آمادگی آموختن زبان را دارد(بوور،۱۹۸۹) . نظام زبان از این تواناییهای فطری استفاده می کند؛ضمن آنکه والدین هم به کودک می آموزند که افراد و اشیا دارای نامهایی هستند و می توان آنها را به وسیله اصوات خاص،باز شناخت۲۴ .۰همان منبع،ص۶۵)
زبان یکی از بزرگترین دستاوردهای بشری است و شاید اهمیت ان پیش از تمامی اختراعاتی باشد که بشر طی دو هزار سال گذشته در حیطه ابزارهای خویش به عمل آورده است.اکتشابات زبان با زندگی بشر آمیخته است.با آنکه حیوانات هم واجد نظام های ارتباطی هستند لکن تنها آدمیان توانسته اند بالاترین نوع نظام ارتباطی یعنی سخن گفتن دست یابند .
زبان نقش های متعددی برای بشر ایفا می کند؛زبان بشر را به توانایی تفاهم و ارتباط اجتماعی با همنوع خود تجهیز می کند،او را قادر می سازد که فرهنگ خود را از نسلی به نسل دیگر منتقل سازد و گردونه مناسبی برای اندیشه هایش در اختیار داشته باشد.لینجر(۱۹۵۸) این ویژگی ها را در مورد زبان به نحوی بیان کرده است:
«زبان… والاترین و در عین حال اسرارآمیزترین محصول آدمی است.تمام تاریخ آفرینش و به بیان امروز،تمامی فصل تکامل انسان در فاصله ای بین رساترین بانگ حیوانی به هنگام عشق و خطر و نارساترین کلمه کوتاهی انسان بر زبان آورد نهفته شده است.بواسطه زبان،کاربرد وسیع و موفقیت آمیزی نماد پردازی فرا چنگ ما قرار می گیرد،تا بدانجا که،ثبت تفکر معنی دار و ملفوظ انسان بشکل اندیشه ای روشن،گویی هیچگاه بی وجود زبان امکانپذیر نمی شد». (فریادورخشان،۱۳۷۹،ص۲۰۱)
هوش۲۵ :
مفهوم هوش چالش ها و مباحث جدی را ایجاد کرده است این مباحث اغلب در واکنش با این ایده به وجود آمده است که هر شخصی ظرفیت ذهنی عمومی ای دارد که می توان آن را اندازه گیری کرد و به صورت عددی بیان کرد هیئت آموزش و انجمن های مدارس تردید دارند که ازمون های هوش مفید و عادلانه باشد آنها همچنین بحث می کنند که ایا از این آزمونها می توان برای قرار دادن دانش آموزان در طبقات ویژه ای استفاده کرد.هوش یکی از بزرگترین دارایی های ماست هنوز با هوشترین مردم قادر به توافق در مورد معنای هوش نیستند.برعکس قدر وزن و سن و … را می توان به طور مستقیم اندازه گیری کرد شما نمی توانید یک گروه کودکان همسن را دور هم جمع کنید و هوش را داخل سر آنها مشاهده کنید ما تنها می توانیم به طور غیر مستقیم هوش را به وسیله مطالعه عملکرد افراد بررسی کنیم ما برای برآورد هوش یک دانش آموز به آزمونهای هوش نوشتاری متکی هستیم.(بیابانگرد،۱۳۸۴،ص۱۰۶)

بعضی از متخصصان هوش را به عنوان مهارت حل مسئله،برخی دیگر به عنوان سازگاری با محیط و یادگیری از تجربیات زندگی روزانه توصیف می کنند با ترکیب این ایده ها می توانیم به یک تعریف از هوش برسیم؛هوش مهارتهای حل مسئله و توانایی سازگاری با محیط و یادگیری از طریق تجربیات زندگی روزانه است.ولی این تعریف وسیع نمی تواند همه افراد را قانع کند همان گونه که بعضی از نظریه پردازان پیشنهاد می کنند که مهارتهای موسیقی را باید به عنوان بخشی از هوش در نظر گرفت همچنین بر اساس نظریه ویگو تسکی،هوش شامل توانایی استفاده از ابزار فرهنگ با کمک افرادی است که مهارت بیشتری دارند.(همان منبع،ص۱۰۷)
روانشناسی زبان۲۶ :
روانشناسی زبان شاخه نسبتاً جدیدی است که از محل تلاقی زبانشناسی و روانشناسی جوانه زده است موضوع این علم جنبه های ذهنی زبان،یا به بیان دیگر رابطه ذهن و زبان است پیشرفت عصب- روانشناسی (نوروپسیکولوژی) هنوز به آنجا نرسیده است که ما را از کاربرد واژه ذهن بی نیاز کند هنوز راه درازی در پیش است تا ما به همه اسراری که کاسه سرمان نهفته است پی ببریم و بتوانیم آزادانه به جای ذهن کلمه مغز را به کار ببریم با این همه تصور نمی کنم در بین کسانی که با این گونه مسائل سر و کار دارند تردید وجود داشته باشد بدون مغز چیزی به نام مغز وجود ندارد پیش از آنکه وارد بحث شویم باید به این تمایز مهم توجه داشته باشیم و آن تمایز بین گفتار و زبان است.(باطنی،۱۳۷۱،ص۱۲)
زبان عبارت است از مجموعه ای از قواعد که به آن دستور یا گرامر می گویند و نیز تعدادی واژه که واژگان زبان را تشکیل می دهند قواعد دستوری و واژگان زبان ماهیت ذهنی ندارند و در جایی از مغز ما چون و چند آن هنوز به درستی روشن نیست نگهداری می شود و ناچار مستقیماً در معرض مشاهده نیستند به بیان دیگر زبان رفتار نیست بر عکس گفتار نمود یا حالت بالفعل زبان است از این رو نوعی رفتار است که مستقیماً مشاهده می شود این تمایز در بحثهای فنی زبان شناسی و روان شناسی اهمیت بسیار دارد.(همان منبع،ص۱۳)
پردازش کلامی۲۷ :
گسترده ترین تحقیقات انجام شده روی نیمکره مغز در زمینه زبان بوده است.گفتار و دستور زبان در نیمکره چپ مغز انجام می شود.برخی از جنبه های زبان مثل استفاده مناسب از زبان در بافت های مختلف،استعاره و مقدار زیادی از شوخ طبعی به نیمکره راست مربوط می شود.(سانتراک،۱۳۸۳،ص۱۵۵)
بروکا اولین کسی بود که بر اساس نظریه موضع یابی مغز منطقه خاصی،را در مغز مشخص کرد که مسئول تولید کلام است.بروکا تصور می کرد که برنامه های تکلم در آن ناحیه ذخیره می شود و سخن هنگامی تولید می شود که این برنامه ها نواحی مجاور شکنج پیش مرکزی که عضلات صورت و حفره دهان را کنترل می کند فعال کنند.(همان منبع،ص۱۵۶)
بر اساس نظر بروکا آسیب انحصاری به ناحیه بروکا باید تولید گفتار را بدون نقایص در فهم گفتار،مختل کند.کسی که دچار آسیب در ناحیه بروکا باشد،زبان بیانی او مختل می شود که به این نوع اختلال زبان،زبان پریشی بروکا یا زبان پریشی بیانی می گویند.(علی پور،۱۳۸۴،ص۱۲۲)
پردازش غیرکلامی:
نیمکره راست در پردازش اطلاعات غیرکلامی مثل ادراک فضایی،بازشناسی بصری و هیجان غالب تر است برای مثال وقتی در حال پردازش اطلاعات مربوط به صورت آدم ها هستیم،بیشتر نیمکره راست دخالت دارند.
در کل نیمکره های چپ(مثلاً وقتی پردازش برخی اطلاعات کلامی) و راست(مثلاً پردازش برخی اطلاعات غیرکلامی) تا حدودی اختصاصی هستند ولی در بسیاری از کارهای پیچیده انسانی هر دو نیمکره به صورت یکپارچه عمل می کنند.(سانتراک،۱۳۸۳،ص۱۵۹)

اصول یادگیری زبان۲۸ :
۱)آمادگی بدنی:توانایی تکلم به نضج مکانیزم های گفتار بستگی دارد.هنگام تولد مجرای دهان کوچک کام و سقف دهان،پهن و زبان برای حفره بزرگ است و تا آنها نضج نکنند و به شکل طبیعی در نیایند و اعصاب و عضلات نمو نکنند مکانیزم های آوایی نمی توانند صداهای لازم کلمات را تولید کنند.
۲)آمادگی ذهنی۲۹: آمادگی ذهنی برای تکلم و نضج مغز،به ویژه جنبه های مربوط به مغز بستگی دارد این آمادگی معمولاً در بین ۱۸ و ۱۲ ماهگی پیدا می شود که «لحظه آموزش پذیری» در رشد و تکامل گویایی است.(شعاری نژاد،۱۳۸۶،ص۱۰۵)
۳)سرمشق خوب برای تقلید۳۰ : کودکان برای اینکه تلفظ درست کلمات را یاد بگیرند،و بعداً بتوانند آنها را در جمله های درست ترکیب کنند باید سرمشق یا الگوی خوبی برای تقلید داشته باشند این سرمشق ممکن است،اطرافیان،گویندگان رادیو و تلویزیون یا بازیگران فیلم ها باشند نبدودن سرمشق خوب طبعاً یادگیری تکلم را دشوار خواهد ساخت و نتیجه اش این خواهد شد که کودک در سطح پایین تر از استعدادهای نهایی(بالقوه) خود بماند.(هیئت مؤلفان،ص۲۰۹)
۴)فرصتهای تمرین۳۱: وجود فرصتهای تمرین تکلم از عوامل ضروری رشد گویایی است که محرومیت از آنها،به هر دلیل،باعث ناکامی کودک در اظهار افکار و عواطفش خواهد شد.
۵)فرصتهای یادگیری: قبلاً هم گفتیم که نضج یا رشد یادگیری شرط اساسی است ولی کافی نیست بلکه کودک باید به یادگیری برانگیخته شده باشد هر گاه کودک

Leave a Comment