آسيب نيز در قانون جديد اصلاحي جزء ارکان متشکله جرم اعتياد محسوب مي گردد که در صورت فقدان اين عناصر صدور قرار منع تعقيب توجيه مي گردد.
3 ـ عنصر معنوي اعتياد: عبارت است از علم به موضوع و سوء نيت عام، علم به موضوع يعني اينکه فرد معتاد بداند که مواد مخدر را مصرف مي کند و به مخدر بودن آن علم داشته باشد لذا اگر به تصور اين که مواد غير مخدري مصرف مي کند آن ها را مصرف کند عنصر معنوي مخدوش مثل اين که قرص روان گردان را به تصور داروي مسکن مصرف نمايد.
سوء نيت عام يعني بخواهد مواد را مصرف کند پس اگر قصد مصرف نداشته باشد و اتفاقاً در داخل سيگار قرار گرفته باشد و او در اثر استعمال سيگارهاي آلوده معتاد گردد به لحاظ فقد سوء نيت عام جرم محقق نمي گردد، براي تحقق اين جرم وجود سوء نيت خاص لازم نيست يعني لازم نيست که مرتکب بخواهد که معتاد هم بشود بلکه همين که مصرف نمايد و معتاد شود جرم محقق مي شود.14

گفتار دوم: تحليل واژگان نزديک به اعتياد
الف: وابستگي
مفهوم وابستگي مواد در ضمن چند دهه معاني رسمي بسيار و معاني معمولي فراوان داشته است اساساً در ارتباط با تعريف وابستگي از دو مفهوم استمداد شده است وابستگي رفتاري و وابستگي جسمي.
وابستگي رفتاري بر فعاليت هاي مواد جوئي و قرائن وابسته به الگوهاي مصرف بيمارگونه تأکيد کرده است و وابستگي جسمي بر اثرات جسمي يعني فيزيولوژيکي دوره هاي متعدد مصرف مواد تأکيد نموده است.15
به عبارت ديگر وابستگي عبارت است از يک حالت رواني و گاهي جسمي که در نتيجه اثرات متقابل دارو يا مواد مخدر و موجود زنده بر يکديگر ايجاد گرديده و توسط واکنش هاي رفتاري و امثال آن مشخص مي گردد. به طور خلاصه وابستگي يعني تمايل شديد فرد به ادامه مصرف ماده مخدر.16
سازمان بهداشت جهاني وابستگي را چنين معنا مي کند: وابستگي عبارت است از يک حالت رواني و بعضي اوقات جسمي که در نتيجه اثرات متقابل دارو يا مواد مخدر و موجود زنده بر يکديگر ايجاد گرديده
به وسيله واکنش هاي رفتاري و امثال آن مشخص مي گردد17.وابستگي معمولاً به صورت جسمي18، رواني19 و تحمل20 بروز مي کند.
وابستگي جسمي: حالتي است که در نتيجه تطابق بيوشيميايي سلول هاي بدن به ويژه سلول هاي عصبي در اثر مصرف مداوم و طولاني دارو يا مواد مخدر پديد مي آيد و در حقيقت وقتي به وجود مي آيد که سلول هاي بدن به ويژه سلول هاي عصبي مغز موجود يک دارو يا مواد را در محيط زيستي خود پذيرفته با آن انطباق متابوليکي يافته باشند وابستگي جسمي يکي از مراحل خطرناک اعتياد است و به حدي است که اگر مصرف دارو يا ماده مخدر ناگهان قطع گردد سبب پيدايش علائم خماري و در مراحل پيشرفته تر موجب نشانه هاي محروميت و يا ساير عوارض ناشي از ترک مي گردد.
ميزان وابستگي جسمي نسبت به نوع دارو يا مواد مخدر و نيز مقدار مصرف تفاوت دارد در وابستگي جسمي معمولاً با يک تمايل شديد به افزايش مقدار مصرف ماده مخدر مورد نظر مواجه مي گردد معمولاً با کوشش براي متوقف کردن و يا از بين بردن اضطراب هاي ناشي از ترک همراه است اين مسئله به ويژه در مورد معتادان به ماده افيوني (هروئين، مرفين، ترياک) بسيار عادي مي نمايد از اين رو انگيزه اصلي براي مصرف ماده اين است که از آن حالت ناشي از عوارض محروميت جلوگيري مي گردد. لذا فرد بيشتر و بيشتر به مواد مخدر روي مي آورد در حالي که کمتر از آن لذت مي برد.
وابستگي رواني: عبارت است از يک حالت رواني خاص که به صورت احساس اجبار شديد در ادامه مصرف يک دارو يا ماده مخدر مشخص مي گردد و اين احساس و ولع و اجبار معمولاً به خاطر استفاده از لذت و اثرات دلخواه آنان است. درجه و ميزان وابستگي رواني در مورد استفاده از برخي داروها و افراد مختلف شدت و ضعف دارد وابستگي رواني کاملاً بستگي به دارو ندارد بلکه بستگي به حالات روحي و رواني فرد مورد نظر نيز دارد بنابراين وابستگي رواني را نمي توان از پيش برآورد کرد و تا زماني که عوارض و تغييرات ناگواري را در فرد به خصوص در کل سيستم زندگي وي ايجاد بنمايند نياز به يک ارزيابي دقيق و فوري دارد. وابستگي رواني که به عنوان نوعي تمايل بيش از حد براي مصرف ماده يا داروي خاصي مي باشد اغلب زماني ايجاد مي گردد که فرد فعاليت هاي عادي خود را فراموش کرده خانواده و دوستان و کار خود را رها مي سازد و به گروه مصرف کنندگان مواد مي پيوندد. اين درجه از وابستگي رواني همچنين شامل نياز به مصرف مواد براي ايجاد نشاط و لذت و يا از بين بردن احساس ناراحتي و غم مي گردد.21
يکي ديگر از مشخصات برجسته وابستگي رواني واژه اشتياق که در مورد اعتياد به مواد مخدر به کار برده مي شود عبارت است از تمايل بيش از اندازه به ادامه مصرف دارو و يا يک ماده بخصوص که براي کسب لذت بيشتر مي تواند باشد. در بالاترين و شديدترين درجه اشتياق ممکن است فرد هر اقدامي را به منظور تأمين و تهيه مواد انجام دهد و حتي ممکن است قانون و مقررات و ارزش هاي اجتماعي را زير پا بگذارد که اين رفتار به عنوان قسمتي از رفتار قالبي و کليشه اي معتادان شناخته شده است.22
سير وابستگي به مواد مخدر شامل سه مرحله است:23
الف) مرحله سرخوشي
ب) وابستگي فارمالوژيک يا دارويي
ج) برگشت به مصرف پس از يک دوره ترک
در مرحله سرخوشي پس از مصرف مواد بسيار احساس خوشايندي پيدا مي کند که اين مرحله نقش مهمي در شروع مصرف مواد دارد. با ادامه مصرف فرد احساس نياز بيش تري کرده و وارد مرحله دوم مي شود در اين مرحله ب
يمار معتاد شناخته مي شود در اين جا وابستگي هم فيزيکي و هم رواني است اساس وابستگي فيزيکي به خوبي مشخص نيست ولي آن چه بيش تر مطرح است نقش موادي در درون مغز به نام اپيوئيدهاي مغزي از جمله موادي به نام انکفالين ها، اندورفين ها و گيرنده هاي آن ها است که در جاهاي مختلف سيستم اعصاب مرکز قرار دارند به دنبال عدم مصرف مواد در اين مرحله نشانگان يا سندروم محروميت ظاهر شده که داراي دو نوع علامت است:
1 ـ علائم مربوط به اعصاب خودکار و سيستم عصبي عضلاني (علائم اتونوم و نوروموسکولي)
2 ـ علائم رفتاري و رواني
1 ـ علائم اتونوم: شامل خميازه کشيدن زياد، آبريزش بيني، عرق کردن و اشک ريزي است در اين مرحله خواب بسيار مختل شده و بيمار بي قرار شده و مردمک هاي چشم اتساع پيدا مي کنند، انقباض در عضلات ديده مي شود که همراه با درد پاها و شکم است. تهوع، استفراغ و اسهال متعاقب آن ايجاد شده و درجه حرارت بدن و ميزان تنفس و فشار خون اندکي افزايش مي يابد.
2 ـ علائم رفتاري: شامل رفتارهايي که فرد جهت دريافت مواد از خود نشان مي دهد و به نام وابستگي رواني گفته مي شود. وابستگي رواني امروزه به عنوان اساس اعتياد نام برده مي شود البته عوامل محيطي را نيز نبايد از نظر دور داشت مثلاً زماني که فرد معتاد معالجه شده در شرايطي قرار مي گيرد که مواد به راحتي در دسترس باشد و يا در موقعيتي قرار گيرد که براي اولين بار مواد را مصرف کرده تقريباً براي هميشه فرد مجدداً مواد را مصرف مي کند.
ب: سوء مصرف
سوء مصرف شکل خفيف وابستگي است در اين وضعيت اگر چه فرد نسبت به مواد اعتياد ندارد ولي آن ار مصرف مي کند اين امر منجر به بروز مشکلات قانوني، اجتماعي و يا ارتباطي شده و فرد را از انجام وظايفش باز مي دارد.24مصرف يک ماده زماني سوء مصرف قلمداد مي شود که دست کم براي يک ماه دوام داشته موجب مشکلات اجتماعي شغلي، روان شناختي يا جسماني فرد شده يا در آن مشکلات سهيم باشد زماني که شخص همواره کار يا فعاليت خود را به دليل سستي يا خواب بعد از سستي از دست مي دهد رفتار وي ممکن است با تعريف سوء مصرف مطابق باشد يک حادثه منفي يا زياده روي در مصرف يک ماده در يک موقعيت خاص در اين تعريف نمي گنجد نه مقدار و نه نوع داروي مصرف شده نه مجاز بودن يا غير مجاز بودن آن کليد تعريف سوء مصرف مواد محسوب نمي شود. بلکه اين موضوع مطرح مي شود که اگر فرد به رغم اين که مي داند مصرف مکرر دارو مانع از عملکرد او در ساير زمينه هاي زندگي مي شود به مصرف آن ادامه مي دهد سوء مصرف محسوب مي شود. سوء مصرف مواد ممکن است از طريق مصرف مکرر مواد در موقعيت هاي خطرناک مثلاً رانندگي در حال مستي نيز تعريف شود.25 در پزشکي قانوني سوء مصرف چنين تعريف شده: مصرف دارو که علاوه بر نياز طبي است يعني مصرف داروهاي اعتياد آور، روان گردان داروهايي ديگري (داروهاي تحت کنترل، داروهايي که اثرات قوي علاوه بر نقش درماني دارند) که باعث مشکلات اجتماعي مي شود.26
سوء مصرف در يکي از حالات زير اتفاق مي افتد:
1 ـ استفاده از ماده اي که مصرف آن باعث بروز تغييرات روحي در فرد مي شود (حشيش مواد توهم زا)
2 ـ استفاده از ماده اي که مصرف آن غير قانوني است. (ترياک و مشروبات الکلي)
3 ـ استفاده از ماده اي مصرف آن به خود فرد يا ديگران ضرر مي رساند (مشروبات الکلي)
ج: محروميت (ترک)
هنگامي که فرد به مواد افيوني معتاد شد قطع ناگهاني مصرف آن ها باعث بروز نشانه هاي محروميت مي گردد علائم ناراحت کننده اي که بر اثر کاهش يا قطع ماده مصرف پيدا مي شود (درد دست ها و پاها در محروميت يا ترک يا تهوع در ترک حشيش)
شخص در اين حالت بسيار عصبي و نامتعادل است و ولع عجيبي براي يافتن مواد اعتياد آور پيدا مي کند به طوري که از هيچ گونه اقدامي براي يافتن آن خودداري نمي نمايد.
نشانه هاي محروميت را مي توان در سه حيطه تقسيم بندي کرد:27
الف: نشانه هاي محروميت خفيف مانند خميازه، آب ريزش بيني، آبريزش چشم و عرق کردن.
ب: نشانه هاي محروميت متوسط مانند لرزش، ترکيدگي پوست، دردهاي عضلاني شکم و بي خوابي
ج: نشانه هاي محروميت شديد مانند بي قراري، استفراغ، اسهال و بي اشتهايي.
اين علائم پس از چند روز رفع مي شوند اما اشتياق به مصرف مواد تا چند ماه باقي مي ماند و همين اشتياق ممکن است سبب مصرف مجدد مواد گردد.
د: تحمل
تحمل دارويي عبارت است از عادت جسماني بر يک دارو به طوري که با مصرف مکرر دارو ميزان بالاتري از آن را براي کسب تأثيرات مشابه ايجاد کند.28
به اين معني که مدتي پس از مصرف ماده مخدر شخص نمي تواند مانند ايام شروع از آن لذت ببرد مصرف مکرر و منظم ماده مخدر دو علت مهم تحمل هستند. تحمل در اثرات ضد درد، سرخوشي از او و ضعف تنفسي به وجود مي آيد.
يعني شخص معتادي که به خاطر درد زانو شروع به مصرف مواد مخدر کرده است بعد از گذشت چند ماه ديگر آن مقدار مصرف نمي تواند براي او حالت ضد درد را به وجود بياورد اما در اثرات منقبض کننده مردمک يعني تنگ شدن يا سوزني شدن مردمک چشم و اثرات گوارشي تحمل به وجود نمي آيد يعني يک معتاد اگر 10 سال ماده مخدر استفاده کند باز مردمک چشم او بعد از مدت کمي پس از مصرف ماده مخدر تنگ و سوزني مي شود.29 تحمل دارويي در مورد بعضي از مواد از جمله مواد افيوني و آمفتامين ها به سرعت افزايش مي يابد و در مورد آمفتامين درجه تحمل نيز اغلب به همان سرعت از بين مي رود و اين مي تواند براي کساني که به طور ناگهاني بيمارستان را ترک مي گويند خطرناک باشد زيرا با از دست
دادن درجه تحمل چنان چه بخواهند همان مقداري را که قبل از ترک مصرف مي کرده استفاده نمايد معمولاً به علت مصرف بيش از اندازه به مرگ منتهي مي گردد.30
تفاوت مواد اعتياد آور و عادت:31
سازمان بهداشت جهاني (WHO) در سال 1975 بين مواد اعتيادآور و عادت دهنده تفاوت قائل گرديده تفاوت هاي مذکور به شرح ذيل مي باشد:
1 ـ واکنش رواني و حالات فرد نسبت به مصرف مواد يا چگونگي گرايش نسبت به مصرف مواد.
2 ـ چگونگي پديده تحمل يا نياز مداوم به افزايش مقدار براي به دست آوردن اثرات اوليه.
3 ـ وابستگي جسمي
4 ـ وابستگي رواني
5 ـ تأثيرات مضر و زيان بخش
مواد اعتيادآور احساس اجبار و التزام به ادامه مصرف در فرد به وجود مي آورند در حالي که در مواد عادت آور اي امر به صورت يک خواهش براي مصرف کننده خواهد بود. مواد اعتيادآور پديده تحمل را در مصرف کننده به وجود مي آورند و فرد تمايل قوي براي افزايش ميزان موا

Leave a Comment