مسافران داخلی نیز میتوانند آنرا منتقل کنند (Phillips et al., 1992).
شریف ابتدا در سال ١٣٢٨، بیماری را در لاهیجان مشاهده نمود و سپس از سایر مناطق ساحل دریای خزر، اصفهان، قصر شیرین، گیلان غرب، میناب، رامهرمز و سایر نواحی گزارش شده است (ارشاد، ١٣74). فاطمی و رحیمیان در سال ١٩٧٥ در بررسی که روی انتشار بیماری در ایران انجام دادند، قارچ عامل بیماری را از روی ١٠ واریته از بین ١٥ واریتهای که مطالعه نمودند، جدا کردند. ارقام آلوده شامل طارم، رشتی، شصترس، مهران، سالاری، حسنطارم، دمسفید، دمسرخ، یک رقم صدری بینام میباشد که در بیشتر نواحی شمالی ایران کشت میشود (اخوت، ١٣٨٣). این بیماری معمولا به علت انتشار وسیع و مخرب در شرایط مناسب رطوبت نسبی، در حد اشباع، بیماری اصلی برنج بوده و گیاهچههای برنج را در مرحله پنجهزنی از بین میبرد. آلودگیهای سنگین روی دمخوشه، اغلب زیان میرسانند. در ایران خسارت بیماری در سال ١٣٥٣در بعضی نقاط رودسر، به طور متوسط ٢٠ % گزارش شده است (اخویزادگان، ١٣٥5). در سال ١٣٥٣ در استان گیلان تقریبا ١٠% از کل محصول را از بین برد (اخویزادگان، ١٣٥5). در مورد عوامل موثر محیطی روی بیماری، مشاهده شد که اولین علائم بیماری در منطقه گرگان، گنبد و ساری در اواخر اردیبهشت و در اوایل خرداد بیشتر در خزانههایی است که تراکم بوته در آنها بیشتر از سایر خزانهها میباشد (اسماعیلپور، ١٣٥٩). علائم بیماری بلاست در تمام اندامهای هوایی گیاه، به طور عمده در کلئوپتیل، غلاف برگ و سطح برگ، گردن خوشه، گره ساقه و سنبلچه ظاهر میشود. ضایعات سطح برگ باعث کاهش فتوسنتز میشود و در صورتی که در مراحل اولیه رشد ظاهر گردد، کل گیاه را از بین میبرد. بلاست گردن و گره خوشه باعث کاهش عملکرد و بلوغ زودرس دانهها میشوند و به ندرت از طریق ریختن دانهها در مزارع قابل شناساییاند. بلاست گردن نسبت به بلاست برگ مخربتراست (Zhu et al., 2005).
2-2-3- مطالعه بیولوژیکی قارچ عامل بیماری بلاست برنج
Pyricularia grisea عامل بیماری بلاست برنج است. مرحله جنسی این قارچ، Magnaporthe grisea در طبیعت دیده شده است. این قارچ یک آسکومیست از خانوادهی Physosporelleaceae بوده که آسکوسپورهای شفاف، دوکیشکل، با سه حجره در آسکهای دو لایه تولید میکند. تقریبا همه جدایههای مزرعه برنج نر بوده، قادر به آمیزش با یکدیگر نیستند، در حالی که بسیاری از جداشدهها از سایر گرامینهها هرمافرودیت هستند ( .(Webster and Gunnell, 1992
بعد از دوره کمون برگهای آلوده در اطاقک رشد، کنیدیوفورها حامل کنیدی شده و به صورت پوشش خاکستری نمدی در سطح لکهها رشد میکنند. کنیدیها در قسمت انتها، فضای پریپلاسم ژلهای دارند. وقتی که این لایه سطحی کنار رفت، به سطوح مرطوب میچسبند و یک مکانیسم اتصال کنیدی به سطح برگ به شمار میرود. کنیدیوفورها استوانهای شکل به طول ١٢٠-٦٠ میکرومتر که در قاعده کمی ضخیم میباشند، تعداد ٤-٢ دیواره عرضی در طول آنها وجود دارد و در قاعده مشخصتر است. کنیدیها گلابی شکل کشیدهاند که در قسمت نوک باریکاند و در قاعده به یک پایه یا زایده کوتاهی ختم میشوند (اخوت، ١٣٨٣).
عامل بیماری در بقایای آلوده گیاهی یا در بذر، در مناطق خشک دوام میآورد. در مناطق خشک مانند مصر این نوع آلودگی اهمیت دارد اما در مناطق مرطوب که سایر زراعتهای برنج و بقایای آن، منبع آلودگیاند، چندان مهم نیست (اخوت، ١٣٨٣). زاد و ذاکری (١٣٥٩)، در مطالعات خود نشان دادند که عامل بیماری، در قسمتهای مختلف پوستهی بذر متمرکز است و گاهی موجب آلودگی جنین میشود. آلودگی بذرها موجب کاهش قدرت تندش آنها و همچنین ایجاد گیاهچههای غیرطبیعی میشود. بیماری بلاست روی برنجهای کاشته شده در خاک مرطوب که با استرس خشکی مواجهاند، شایع است. مصرف زیاد کودهای ازته، وجود شبنم روی برگها، وزش کم باد در شب و حرارت شب بین ٢٤-١٧ درجه سانتیگراد باعث گسترش بیماری میشود. کنیدیها در شرایط رطوبت نسبی زیاد آزاد شده و معمولا در نیمههای شب و ساعت ٦ بامداد تولید میگردند (اخوت، ١٣83). در رطوبت نسبی زیر ٨٩% اسپورزایی انجام نمیشود ولی در رطوبت نسبی بالاتر از ٩٣% اسپورزایی افزایش مییابد. درجه حرارت مناسب ٢٨-٢٥ درجه سانتیگراد است. بیشترین اسپور ٨-٣ روز بعد از ظهور لکهها بوجود میآید و قدرت تولید اسپور روی لکهها در حرارت ٢٤-١٦ درجه بیشتر از درجه حرارت 28 درجه سانتیگراد میباشد. رطوبت برگی برای آلودگی ضروری است. حرارت در حدود ٢٨-٢٥ درجه سانتیگراد برای جوانهزنی و ٢٥- ١٦ درجه برای تولید چنگک مناسب است (اخوت، ١٣83).
در ٦/١٥ درجه سانتیگراد رطوبت برگی، به مدت ٢٠-١٦ ساعت برای آلودگی و در حرارت ٤/٢٤ درجه ١١-٨ ساعت، لازم است. در شرایط آزمایشی، عامل بیماری حدود ٦ ساعت در ٢٤ درجه میتواند ایجاد آلودگی کند. دوره کمون برای تولید لکه از ١٨-١٣ روز در حرارت ١١-٩ درجه سانتیگراد و ٥-٤ روز در حرارت ٢٨-٢٦ درجه سانتیگراد مورد نیاز است (اخوت، ١٣٨٣).
2-3- روشهای کنترل بیماریهای گیاهی
روشهای مختلفی برای کنترل بیماریهای گیاهی استفاده میشود از جمله کنترل زراعی، کنترل شیمیایی، کنترل بیولوژیک و کشت ارقام مقاوم که در این پژوهش در مورد کلیه روشهای مورد استفاده در کنترل بیماری بلاست برنج مطالبی ارائه میگردد.
2-3-1- روشهای کنترل بیماری بلاست برنج
2-3-1- 1- پیشآگاهی
با توجه به اینکه بیماری بلاست خسارت زیادی به ارقام بومی منطقه وارد میکند و ارقام مقاوم نیز بازارپسندی و کیفیت مناسبی نسبت به ارقام بومی ندارند، کشاورزان ترجیح میدهند ارقام بومی را کشت کنند. به همین دلیل هر ساله از روشهای شیمیایی جهت کنترل و مبارزه با بیماری بلاست برنج استفاده میکنند. به این منظور استفاده از روشهای مناسب پیشآگاهی، همراه با روشهای شیمیایی ضروری است. بدیهی است که استفاده از سیستم مناسب پیشآگاهی، سمپاشیهای غیرضروری را حذف نموده و علاوه بر کاهش هزینههای تولید، از آلودگی منابع زیستمحیطی نیز جلوگیری به عمل میآورد. مبنای پیشآگاهی در بسیاری کشورهای برنجخیز جهان، فاکتورهای آب و هوایی است. برخی محققین از دادههایی مانند متوسط تابش خورشید، مجموع روزهای آفتابی، دما و مقدار بارندگی برای پیشآگاهی بلاست برگ و بلاست گردن استفاده کردهاند .(Ono, 1965)
در مطالعاتی دیگر، دوره شبنم(Elrefaei, 1977) ، دما (Yoshino, 1971) و حداقل دورهی شبنم بعنوان تابعی از دما به عنوان روش پیشآگاهی برنج مورد استفاده قرار گرفت .(Kingsolver et al., 1984)
برخی مدلهای پیشآگاهی بر اساس شکار اسپور و فاکتورهای آب و هوایی بنا شدهاند. در این تحقیقات به عنوان مثال از دادههای مربوط به بیماری بلاست در خزانه، جهت دستیابی به مدل رگرسیون خطی استفاده گردید. جهت تهیه اطلاعات لازم متوسط رطوبت نسبی روز یا شب، طول دوره شبنم روی برگها، متوسط دمای روز یا شب و بارش و تراکم اینوکلوم هوازاد در ارتباط با اپیدمی بیماری مورد توجه قرار گرفت ((Elrefaei, 1977.
در کره تعداد لکههای روی گیاه میزبان بر پایهی آب و هوا، شکار اسپور، پارامترهای بیماری و خصوصیات گیاه میزبان تخمین زده شد .(Kim et al., 1975) در ژاپن، روشهای آماری مانند آنالیز رگرسیون چندگانه برای این منظور ارائه گردید. متغیرهای مستقل مورد استفاده شامل تاریخ شروع بلاست، ارتفاع گیاه، تعداد پنجه در هر بوته، درصد گیاهان بیمار در ١٥ ماه ژوئیه (مرحله زود اپیدمی بلاست برگ)، تعداد تجمعی اسپورهای شکار شده از زمان نشاکاری تا ١٥ ژوئیه، متوسط دمای ماهیانه، بارش، ارتفاع گیاه در آخر ژوئن، کمینه دما یا طول مدت تابش خورشید در ژوئیه و اوت بوده است .(Hashigushi and Kato, 1983)
در پژوهشی مشابه در کشور اسپانیا، تاثیر آب و هوا بر محتوای کنیدی قارچ عامل بیماری بلاست و علائم محصول بررسی و مشخص گردید رابطه نزدیکی بین دادههای اقلیمی و تعداد کنیدی به دام افتاده تحت شرایط آزمایشی وجود دارد. کنیدیها اکثرا از مرداد (ژولای) تا زمان برداشت در اکتبر به دام افتادند. بنابراین، روش به دام انداختن اسپور به همراه استفاده از نقشههای هواشناسی، ابزار مناسبی برای تشخیص زمان اپیدمی است. مطالعات سالهای ٢٠٠٢ و ٢٠٠٣، دو لحظه مهم از حضور بیماری را نشان دادند. نخستین علائم در پایان ماه مرداد زمانی که محصول در مرحلهی متوسط پنجهزنی بود، ظاهر گردید. آلودگی برگها و گرهها باعث آلودگی خوشه در طی مراحل رسیدن (٢ هفته اول اکتبر) میشود. رابطه بین درصد صدمات مداوم برگ (تولید کنیدی) و تعداد ضایعات مشاهده شده در بوته به صورت یک رگرسیون کاهنده نشان داده شد. ارتباط بین میزان آلودگی خوشه و گره و میزان خسارت به صورت یک رگرسیون افزاینده ارائه گردید (.(Castejon-Munoz et al., 2004
اولین مطالعات در رابطه با پیشآگاهی بلاست در ایران توسط اسماعیلپور (١٣٥٩)، انجام گرفت. در این مطالعه وضعیت بیماری بلاست بر اساس فاکتورهای آب و هوایی مورد بررسی قرار گرفته و ارتباط بین میزان بیماری و تعداد اسپور شکار شده با تله اسپورگیری مشخص گردید. در مطالعات انجام یافته توسط ایزدیار، مشخص گردید تا زمانی که حداقل درجه حرارت در شب بیش از ٥/١٩ درجه سانتیگراد نباشد، آلودگی صورت نمیگیرد. رابطه بین میانگین حداقل درجه حرارت از زمان نشا تا ظهور علائم بیماری نیز بررسی گردید و مشخص شد که هر چه میانگین دما در این مرحله بیشتر باشد، شدت بلاست برگ بیشتر شده و از طرف دیگر فاصله بین زمان نشا تا ظهور اولین علائم بیماری، کوتاهتر میشود (ایزدیار، 1372). موسینژاد و همکاران (١٣٨٨)، در پژوهشی جامع به مطالعهی فاکتورهای آب و هوایی و تاثیر آنها بر اسپورزایی قارچ عامل بیماری برنج پرداختند. برای مدلسازی از نرمافزار30- Stat Graphics Plu، استفاده شد و مجموع ٥ روزه اسپورهای شکارشده به دادههای آب و هوایی ٧ روز قبل تعمیم داده شد. نتایج بدست آمده نشان دادند که مقدار بارش کمینه، کمینه رطوبت نسبی روزانه، بیشینه درجه حرارت روزانه و ساعات آفتابی از مهمترین عوامل پیشبینیکنندهی بیماری بلاست برنج در استان گیلان هستند و وجود شرایط آب و هوایی مساعد مانند بارندگی، افزایش کمینه رطوبت نسبی روزانه، کاهش بیشینه درجه حرارت روزانه و کاهش ساعات آفتابی به افزایش جمعیت مزرعهای اسپورهای عامل بلاست و وقوع بیماری ٧ تا ١٠ روز پس از وقوع شرایط مساعد کمک ویژهای خواهد کرد. نتایج این تحقیق کمک زیادی به پیشآگاهی بلاست برنج در استان گیلان کرده و میتوان به کمک آن زمان دقیق سمپاشی و میزان سم مورد نیاز را تعیین نمود که از سمپاشیهای بیرویه و خسارت به محیط زیست جلوگیری میکند (موسینژاد و همکاران، ١٣٨٨).
2-3-1-2- کنترل زراعی
یکی از موفقترین روشهای کنترل بیماری بلاست برنج، کنترل زراعی و استفاده از تناوب زراعی است. تناوب زراعی یک روش ساده و موثر بوده و به شدت توصیه میشود زیرا اسپورهای زنده را از گیاه جدید دور میکند. روش دوم استفاده مناسب از کودهای ازته در ارقام مختلف برنج است. مصرف بیش از حد کود ازته، بیماری بلاست را افزایش داده و عملکرد را کاهش میدهد. روش سوم که اغلب نادیده گرفته میشود؛ حفظ سطح مناسب آب در مزرعه است. در مزارعی که آب پایینتر از سطح توصیه شده است، بیماری بلاست شدیدتر است. بنابراین بلاست برنج در زمینهای فاقد تناوب، کمآب و بیش از حد حاصلخیز، شدیدتر است. در نهایت استفاده از بذر عاری از بیماری و با کیفیت به عنوان روشی زراعی و مفید جهت جلوگیری از گسترش

Leave a Comment