آلودگی در خاک زراعی توصیه میشود .(Tebeest et al., 2007)
از روشهای زراعی دیگر که جهت کنترل بیماری بلاست برنج توصیه میشود، میتوان به انتخاب تاریخ کشت مناسب، جهت جلوگیری از همزمانی گلدهی و رطوبت نسبی بالای محیط که گیاه را مستعد آلودگی میکند، اشاره کرد. همچنین از بین بردن بقایای محصول و علفهای هرز که منبع اولیهی آلودگی هستند، از بین بردن گیاهان میزبان جهت قطع چرخهی زندگی پاتوژن، تمیز کردن کانالهای آب و مرزهای اطراف زمین از علفهای هرز میزبان حشرات ناقل بیماریها، از جمله روشهای موثر در کنترل بیماری هستند .(Shao- Mwalego et al., 2011)
در کنیا رقم باسماتی۱ بیش از سایر رقمها کشت میشود. در بیش از ٨٠% زمینها رقم باسماتی کشت میشود که به بیماری بلاست حساس است. در مطالعهای که جهت کنترل بیماری در منطقه انجام گرفت از ترکیبات مختلف سیلیکون۲ استفاده گردید. نتایج حاصل نشان دادند که درمان با سیلیکات کلسیم۳، خاکستر پوسته و سیلیکات پتاسیم٤، از نظر عملکرد و کنترل بلاست برنج تفاوت معنیداری ندارد. عملکرد در بلوکهایی که همزمان تحت درمان سیلیکات شیمیایی٥ و خاکستر پوسته بودند، بالاتر بود. اما آنها میزان بالاتری از آلودگی را نشان دادند .(Muriithi et al., 2010)مشاهده شده است که سیلیکون به بهبود عملکرد و کاهش تنشهای زنده و غیرزندهی گیاهی کمک میکند. اگرچه سیلیکون یک عنصر ضروری برای برنج محسوب نمیشود اما به افزایش مقاومت به آفات و بیماریهای گیاهی کمک میکند .(Muriithi et al., 2010) نتایج نشاندهندهی این است که منابع سیلیکون شیمیایی در افزایش زیستتوده٦ برنج موثر بودند (١ تن در هکتار) و پس از آن ضایعات برنج (٩٦/٠ تن در هکتار)، سیلیکات کلسیم تا حد زیادی (٥٤ پنجه)، تعداد پنجهها را افزایش داده و در مقایسه با آن سیلیکات پتاسیم (٤٦ پنجه)، خاکستر پوسته (٤٧ پنجه) و خاکستر کاه (٤١ پنجه)، تعداد پنجهها را افزایش داده است .(Muriithi et al., 2010) این نشان میدهد که سیلیکون، اثر مثبتی بر افزایش تعداد پنجه و زیستتوده برنج دارد. خاکستر پوستهی برنج و خاکستر کاه جهت اصلاح خاک، ارزانتر و مقرون به صرفهتر هستند .(Muriithi et al., 2010) نتایج تحقیقات مشابه، مطالب بالا را تایید میکند. سیلیکون باعث افزایش باروری سنبلچه شده که عملکرد را افزایش میدهد .(Ma et al., 1989; Takahashi, 1995; Savant et al., 1997) سیلیکون نقش مهمی در مدیریت بیماری از طریق رسوب آن در لیگنین موجود در دیواره سلولی ایفا میکند و در نتیجه یک روش موثر جهت جلوگیری از آلودگی قارچی است .(Muriithi et al., 2010)
برنامه زراعی تقسیم ازت بر اساس نیاز واقعی محصول برای کاهش بیماری توصیه میشود. کاربرد بیش از حد کود ازته، باعث افزایش رطوبت نسبی برگ و تاج پوششی محصول شده و به نفع توسعهی بیماری است. کاربرد کودهای سیلیکون به ویژه در خاکهایی که فقیر هستند، بلاست را کاهش میدهد. به دلیل هزینههای بالای کودهای شیمیایی از منابع ارزان سیلیکون مانند ساقه(نی) ژنوتیپهای برنج استفاده میشود .(Cartwright et al., 2004)
2-3-1-3- کنترل بیولوژیکی
در زمینهی کنترل بیولوژیک نیز تحقیقات زیادی انجام شده از جمله اکتینومیستهای موجود در خاک به ویژه گونههای .sp Streptomyces علیه طیف وسیعی از پاتوژنهای گیاهی فعالیت میکنند. اسپریپاشی برگهای نشا برنج در شرایط گلخانه با ترکیب پاتوژن و Streptomyces sindeneusis جدایهی 263، منجر به کنترل پاتوژن و جلوگیری از بروز علائم روی برگ گیاه شد .(Ebrahimi Zarandi et al., 2009)
گروهی از دانشمندان ترکیبی از کنترل شیمیایی و بیولوژیکی را بررسی کردند. ترکیب اسیدسالیسیلیک۱و آنتاگونیست Pseudomonas fluorescens، بسیار کارآمد بود. کاربرد مواد شیمیایی به همراه آنتاگونیست ریزوباکتریا (Rhizobacteria)، تاثیری مشابه کاربرد مجزای مواد شیمیایی داشت. بنابراین مطالعهی حاضر، القای آنزیمهای دفاعی مربوط به افزایش مقاومت به بیماری بلاست برنج را نشان داد .(Shayamala and Sivakumaar, 2012)
تحقیقات در مورد کنترل بیولوژیک بیماریهای برنج از سال 1980 آغاز گردید. یکی از این آنتیبیوتیکها از باکتری Pseudomonas sp. استخراج شده است. این باکتری دارای گونههای بیماریزا و گونههای آنتاگونیست بوده و با تولید سیانید هیدروژن۲، ترکیبات فرار، آنزیمها، آنتیبیوتیک و هورمونهای گیاهی مانع از رشد قارچها میشود. Pseudomonas fluorescens، دارای یک خوشه ژنی بوده که از آن آنتیبیوتیکهایی مانند فنازین، پیرولنیترین، پیرلوتیولین و بیوسولفاکتانت 36 را تولید میکند ( .(Manidipa et al., 2013به نظر میرسد این باکتری برای کنترل بیماری بلاست برنج ایدهآل باشد زیرا به روشهای مختلفی مانند رقابت بر سر مواد غذایی، آنتیبیوز و تولید آنزیمهای لیتیک، پاتوژنهای گیاهی را کنترل میکند. مطالعاتی به منظور بررسی اثر جدایههای مختلف باکتری سودوموناس روی بیماری بلاست انجام شد. از بین 20 آزمایش انجام شده، Pseudomonas fluorescens، در شرایط آزمایشی روی عامل بیماری بلاست برنج بسیار موثر بود. دانههای برنج رقم 50IR- با دوزهای مختلف (5/2، 5، 5/7 و 10 گرم بر کیلوگرم)، تحت درمان قرار گرفت. نتایج نشان داد که اسپریپاشی با این باکتری در دوز 1 کیلوگرم در هکتار، بیماری را کنترل میکند. حداکثر کنترل بیماری زمانی مشاهده شد که تلقیح با دوز 25 کیلوگرم در هکتار انجام شد (Shayamala and Sivakumaar, 2012). در پژوهشی مشابه میزان تاثیر این باکتری بر بیماریهای برنج بررسی گردید و نتایج حاصل نشاندهندهی اهمیت آن در کنترل بیماریهای مختلف برنج است (Manidipa et al., 2013).
اکتینومیستها١ گروه دیگری از باکتریهای گرممثبت، متعلق به خانوادهی پروتئوباکتریها بوده که خاصیت آنتاگونیستی بالایی علیه طیف گستردهای از پاتوژنهای خاکزی دارند. در پژوهشی که در منطقهی ماسنو (غرب کنیا) انجام شد اثر ضد قارچی این باکتری روی قارچ عامل بیماری بلاست ارزن، بررسی شد. نتایج نشان داد که جدایههای AT4و AT2برای کنترل بیولوژیک این قارچ موثرند (2013 .(George et al., در مورد قارچ ریزوکتونیا٢ و توانایی آن در کنترل بیماری و تقویت گیاه، تحقیقاتی در برزیل انجام شد. 7/12% تحریک رشد بوته و 52% افزایش طول ریشه مشاهده گردید. 18 نمونه در شرایط آزمایشگاهی جهت کنترل بلاست برگ مورد بررسی قرار گرفت. تمام جدایهها، علاوه بر تاثیر بر رشد برنج، بیماری را از 16% به 95% کاهش دادند. بیشترین کنترل بیماری مربوط به Rizo-46 و Rizo-55، بسته به روش کاربرد آن بود. همچنین آزمایشهای آنزیمی نشان داد که میزان آنزیمهای کیتیناز، پروکسیداز و گلوکاناز در طول فرآیند القاء مقاومت افزایش یافته است (Cristina et al., 2011).
احمدی تولمی و همکاران (١٣٨٨)، اثر ضد قارچی عصاره چند گیاه بومی و خودرو، شامل آقطی، زیتون تلخ، سرخس، گندواش، هفتبند و مرزه را روی عامل بیماری بلاست برنج بررسی نموده و اثر بازدارندگی آنها روی رشد قارچ ثابت شد. همچنین مشاهده شد که در بین عصارههای آزمایش شده، آقطی و گندواش کمترین ED50 و بیشترین تاثیر را روی قارچ نشان دادند. پاداشتدهکایی و ایزدیار (١٣85)، اثرات دوازده باکتری آنتاگونیست شامل: ٦ جدایه از (Bacillus circulans)، ، یک جدایه از (Bacillus subtilis)، دو جدایه از (Bacillus megaterium)، یک جدایه از (Bacillus sp.)، و دو جدایه از (Pseudomonas fluorescens)، را جهت کنترل بیماری بلاست در رقم برنج حساس (بینام)، بررسی کردند. مشخص شد که در هر مرحله از ارزیابی تعدادی از باکتریها در مقایسه با شاهد به طور معنیداری، سبب کاهش بیماری شدند. اما تاثیر آنها همیشه کمتر از تیمار قارچکش بوده است. باکتری Bacillus circulans که از عامل بیماری جدا شد، پایداری بیشتری در کنترل بیماری بلاست در مراحل برگ و خوشه، در طی دو سال در مقایسه با سایر باکتریها نشان داد.
2-3-1-4- کنترل شیمیایی
کنترل شیمیایی، روش دیگر علیه بیماری بلاست برنج است. استفاده از قارچکش تریسیکلازول توسط برخی دانشمندان توصیه شده است. این قارچکش، سیستمیک بوده و با جلوگیری از نفوذ پاتوژن به اپیدرم گیاه از طریق از بین بردن استحکام دیوارهی چنگک (آپرسوریوم) بیماری را کنترل میکند. بنابراین تریسیکلازول نقش درمانی ندارد و نمیتواند روی اسپور قارچ تاثیر بگذارد (Peterson, 1990). استفاده از قارچکش پروبندازول در ژاپن از سال ١٩٧٥، علیه بیماری گزارش شد که یک قارچکش سیستمیک بوده و از راه ریشه جذب میشود و در مدت ٤٠ تا ٧٠ روز، بیماری را کنترل میکند. با این حال مقاومت نسبت به این قارچکش، مشاهده شده است .(Iwata and kaisha, 2001)
همچنین اثر قارچکشهای مختلف روی گونههای برنج حساس به بیماری بلاست، مانند Basmati C-622 بررسی شد .(Ghazanfar et al., 2009) در ژاپن مدیریت بیماری بلاست متکی بر ارقام مقاوم بوده اما به دلیل آسیبپذیری این ارقام نسبت به بیماری چند سال بعد از آلودگی، امروزه از قارچکشهای MDI-D۱ که یک مهارکنندهی دهیدراتاز میباشد، استفاده میشود. این قارچکش به دلیل اثر طولانی و کاهش دفعات سمپاشی به عنوان کارآمدترین قارچکش جهت کنترل بیماری بلاست برنج، شناخته شده اما امروزه مقاومت نسبت به این قارچکش گزارش شده است .(Suzuki et al., 2010)
در گذشته از انواع ترکیبات مس از جمله سیلیکات مس، سولفات مس، اکسید مس، اکسیکلرید مس و مخلوط بوردو برای کنترل بیماری بلاست استفاده میشد. در میان ترکیبات مس، اثربخشی ترکیبی از اکسید مس و اکسیکلرید مس در سیلان ثابت گردید .(Areygunawarbena and Peiris, 1958; Padmanabhan, 1967) آزمایشها در هند نشان داد که این ترکیبات در کنترل بلاست خوشه نیز موثرند (Areygunawarbena and Peiris, 1958 ; Padmanabhan, 1967). در پژوهشی مشابه کاربرد فلز مس با حجم کم (٢٥/٠٪)، به عنوان اقتصادیترین روش کنترل بیماری بلاست برنج به اثبات رسیده است .(Padmanabhan, 1967) اثر ترکیبات مختلف جیوه در کنترل بلاست برگ، اولین بار در ژاپن توسط اوگاوا١ در سال ١٩٥٠، ثبت گردید. این دانشمند تاثیر ترکیبی از فنیلمرکوریکاسید و هیدرات آهک را در کنترل بیماری روی رقم برنج ژاپنی ثابت کرد. تحقیقات منجر به تولید سموم تجاری و برنامههای کاربردی استفاده از فنیلمرکوریک شد. این ترکیبات اصولا به صورت پودر وتابل، امولسیونشونده و گرد مصرف میشوند .(Nakazawa, 1959)
گرد ترکیبات جیوهای آلی دارای اثر گیاهسوزی بوده اما استفاده از اسپری فنیلمرکوریک اثر سوء روی برنج ژاپنی نداشت. با این حال سمیت ناشی از جیوه برای انسان و دام اثبات شده است. استفاده از سموم جیوه بر اساس قانون ١٩٦٨، ممنوع شد .(Misato, 1967)
یکی از موفقترین روشهای کنترل بیماری بلاست برنج، استفاده از سموم آنتیبیوتیک است. اولین بار اثر مهارکنندگی سفالوتسین٢ حاصل از قارچ sp. Cephalothecium روی قارچ عامل بیماری بلاست برنج گزارش شد .(Yoshi, 1949) آنتیبیوتیکهای مختلفی همچون بلاستین، آنتیمیسین، بلاستیمیسین و بلاستیسیدین روی قارچ عامل بیماری موثر بودند و به سرعت در ژاپن گسترش یافتند. اما این سموم به دلیل بیثباتی و سمیت بالا برای ماهیها، کاربرد چندانی ندارند. بلاستیسیدین٣، اولین قارچکش آنتیبیوتیک علیه بلاست برنج در ژاپن بود که از باکتری Streptomyces griseochromogenes بدست آمد. دومین آنتیبیوتیکی که در ژاپن علیه بلاست برنج استفاده میشود، کاسوگامایسین٤ است که از Streptomyces kasugaensis، بدست میآید. این آنتیبیوتیک به عنوان یک مهارکنندهی خوب در غلظتهای پایین علیه بیماری بلاست شناخته شده است .(Abeygunawarbena, 1968) این

Leave a Comment