چهار گونه از برنج طی سالهای ٢٠٠٢-٢٠٠٣، بررسی شد. نتایج بدست آمده، نشان داد که رشد ریشه و عملکرد پس از تلقیح با عامل بیماری کاهش یافته، ارتفاع بوته، وزن هزاردانه و تعداد پنجههای بوته کاهش مییابد. تخمین زده شد که به ازای هر واحد افزایش در بلاست برگ و بلاست گردن، ٩٧/٥ و ٢٣/٠ گرم در بوته کاهش عملکرد وجود دارد و صفات کیفی کمتر از صفات کمی، تحت تاثیر بیماری قرار می گیرند (Koutroubas et al.,2009).
اسدی (1383)، در پژوهشی به مقایسه اقتصادی الگوهای کشت مختلف ذرت سیلویی پرداخت. به منظور ارزیابی جایگزینی الگوهای مختلف کشت در تولید ذرت سیلویی، تعیین میزان صرفهجویی در مصرف نهادهها، بررسی شدت همبستگی بین عملکرد و صفات زراعی و مقایسه میانگین عملکرد در هکتار محصول در سیستم های کشت 50، 60 و 75 سانتیمتر، این طرح طی سالهای 80-1379، در منطقه اسلامشهر و کرج در استان تهران انجام شد. جهت توجیه جایگزینی الگوها، از تکنیک بودجهبندی جزئی و نرخ بازده نهایی سرمایهگذاری و همچنین جهت بررسی شدت همبستگی بین عملکرد و صفات زراعی و مقایسه میانگین عملکرد و مقایسه عملکرد در الگوهای کشت مختلف از آزمونهای تیتست، پیرسون و آنالیز واریانس استفاده شده است. طبق نتایج، اختلاف معنیداری بین عملکرد محصول در دو روش کشت 50 و 75 سانتی وجود دارد. بیشترین شدت همبستگی بین عملکرد و صفات زراعی مربوط به ارتفاع بوته و ارتفاع بلال به ترتیب 88/0 و 89/0 بوده است. نرخ بازده سرمایهگذاری در فاصله کاشت 50 سانتیمتر نسبت به 75 سانتیمتر، 3/752 درصد برآورد شد. بنابراین از لحاظ اقتصادی، الگوی کشت 50 سانتیمتری به عنوان بهترین الگو پیشنهاد میگردد. ترکمانی و رفیعی دارانی (1385)، در پژوهشی مقایسه اقتصادی تناوبهای پایدار زراعی را با استفاده از روش برنامهریزی توام با ریسک انجام دادند. نتایج نشان داد که میزان ریسک موجود در تناوبهای زراعی با یکدیگر متفاوت است.
در پژوهشی دیگر سلیمانیپور و همکاران (1388)، ارزیابی و مقایسه اقتصادی روشهای مختلف آبیاری و کاشت ارقام سیبزمینی را انجام دادند. سه روش آبیاری بارانی، قطرهای نواری و جوی و پشتهای در ایستگاه تحقیقات رزوه فریدن مورد ارزیابی فنی و اقتصادی قرار گرفتند. در طی دوره رشد و در پایان دوره رشد، عملکرد و میزان مصرف آب محاسبه گردید. نتایج ارزیابی اقتصادی نشان داد شاخص نسبت منافع به هزینهها در روش آبیاری بارانی نسبت به دو روش دیگر از مقدار قابل ملاحظهای برخوردار بوده است که این نشاندهندهی برتری اجرای طرح آبیاری بارانی در منطقه مورد مطالعه است، به طوری که نرخ برابری هزینهها و درآمدها در این روش بین 50 تا 60 درصد محاسبه شده است. همچنین مقایسه اقتصادی و فنی کنترل شیمیایی و بیولوژیک سفید بالک پنبه (Bemisia tabaci)، در مزارع پنبه استان فارس انجام شد. بر اساس نتایج حاصله از بررسی توابع تولید، متغیرهای میزان سم مصرف شده در هکتار و دفعات سمپاشی، اثر معنیداری بر تغییرات عملکرد وش پنبه در داراب دارد. همچنین بر اساس برآورد قیمت پنبه در این سال و مصرف 4 لیتر سم در هکتار، استفاده از کنترل بیولوژیک به دلیل هزینه کمتر در این سال نسبت به روش شیمیایی توصیه میشود (زارع و همکاران، 1386). در مطالعهٴ دیگری مقایسه فنی و اقتصادی زیرشکنی خاک و خاکورزی مرسوم در دورههای مختلف آبیاری بر تولید چغندرقند انجام شد. جهت بررسی اقتصادی از روش بازده برنامهای تیمار استفاده گردید. نتایج نشان میدهد که زیرشکنی خاک باعث افزایش عملکرد ریشه چغندر به میزان 21% گردیده و افزایش دور آبیاری باعث کاهش عملکرد ریشه چغندر به میزان 16% و افزایش درصد قند به میزان 11% شد (صلحجو و محمدی، 1386). اثر دورکنندگی و ارزیابی اقتصادی اسانسهای گیاه نعنا و زیره سبز بر شپشهی برنج، انجام شد. دادهها توسط آزمون چنددامنه دانکن در سطح 5% مقایسه آماری شده و برای مقایسه اقتصادی از روش بودجهبندی جزیی استفاده گردید. نتایج نشان داد که استفاده از زیره سبز در مقایسه با اسانس نعنا توجیه اقتصادی بیشتری دارد ( لشگری و مشایخی، 1389). به منظور اندازهگیری میزان مصرف علفکش مصرفی و محاسبه نسبت سود به هزینه، ارزیابی اقتصادی استفاده از سامانه اعمال علفکش با نرخ متغیر در مزارع ذرت انجام شد. نتایج بیانگر کاهش چشمگیر میزان مصرف علفکش متناسب با پوششهای متوسط، انبوه و کم علف هرز میباشد. میزان سود به هزینه در تمام پوششهای علف هرز، کمتر از 1 است که این بدین معناست که سامانه از نظر اقتصادی مقرون به صرفه بوده، همچنین با افزایش پوشش علف هرز نسبت سود به هزینه کاهش مییابد (صفییاری و همکاران، 1389). همچنین مقایسه اقتصادی راهکارهای کنترل و پیشگیری با کرم ساقهخوار برنج در شهرستان رشت انجام شد. نتايج در خصوص ویژگیهای فردی، زراعی و اقتصادی کشاورزان استفادهکننده از کنترل بیولوژیک در مقایسه با کشاورزان استفادهکننده از کنترل شیمیایی اختلاف معنیداری نشان نداد ولی در مورد سابقه برنجکاری و سابقه کشاورزی، دو جامعه در سطح 99 درصد و در مورد سن دو جامعه در سطح 95 درصد، دارای اختلاف معنیدار میباشند. ضمناً تحقیقات نشان داد بر اساس قیمتهای سال 1391 و با توجه هزینههای کنترل بیولوژیک در مقایسه با کنترل شیمیایی در هر هکتار شالیکاری، کنترل بیولوژیک از نظر اقتصادی قابل جایگزین با کنترل شیمیایی خواهد بود (جوادپور، 1392).
اخوت و همکاران (١٣٦٩)، به بررسی اثر بیماری بلاست روی میزان محصول برنج پرداختند. برای این منظور از رقم حساس مهر استفاده شد. نتایج محاسبات همبستگی که بین وضع بوتههای آلوده و میزان محصول مربوط به کرتهای آزمایشهای تاریخ کشت سالهای ١٣٥٧ تا ١٣٥٨ بعمل آمده، نشان داد که بلاست گره ساقه و بلاست گردن خوشه، به ترتیب، روی میزان محصول تاثیر بیشتری داشته است و روابط همبستگی منفی میباشند. هر چه آلودگی بلاست گردن و خوشه و گره بیشتر باشد، میزان محصول کمتر است. در پژوهشی مشابه توسط پاداشتدهکایی و همکاران (١٣٨٨)، رابطه میزان بیماری بلاست برنج در مراحل مختلف رشد و میزان خسارت روی رقم بومی هاشمی بررسی شد. پس از هر مرحله از ارزیابی بیماری، با مصرف قارچکش تریسیکلازول از توسعه بیماری در تیمار مذکور جلوگیری بعمل آمد. در هر مرحله از ارزیابی از آنالیز رگرسیون خطی، برای محاسبه درصد خسارت محصول ناشی از بلاست برگ و خوشه استفاده شد. فقط معادلهی (٤١/٠R=) x ٥/٠+٧٤/٠– y =، برای تعیین خسارت محصول (y)، ناشی از درصد بلاست خوشه (x) استفاده شد. نتایج نشان میدهد رقم هاشمی در هر مرحله با میانگینهای آلودگی فوق به شرطی که پس از آن بیماری تا مرحله برداشت کنترل شود متحمل خسارتی نخواهد شد. ولی اگر در طول مراحل رشد این رقم، هیچگونه مبارزهای با آن نشود میانگین درصد بلاست خوشه در مرحله برداشت با درصد کاهش محصول، همبستگی مثبت و معنیداری با فرمول مربوطه نشان میدهد. حسنی مقدم و همکاران (١٣٨٦)، به بررسی میزان اثرگذاری عوامل مختلف مدیریتی بر کنترل آفات برنج مزارع استان مازندران پرداختند. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از ابزار پرسشنامه و مصاحبه از برنجکاران جمعآوری شد. نتایج نشان داد مقدار استفاده بهینه اقتصادی برای دو گروه زارعین کوچکتر و بزرگتر از دو هکتار بوده و سموم قارچکش و علفکش کمتر از حد بهینه و حشرهکشها بیشتر از حد بهینه استفاده میشود. همبستگی عوامل موثر بر اتلاف سموم شیمیایی در حوزههای اقتصادی، اجتماعی، فیزیکی و مدیریتی بررسی شد و بین تعداد قطعات، سطح زیر کشت، مقدار کود شیمیایی و رفتار مصرفی همسایگان با اتلاف سم در سطح ٥% و در مورد دسترسی به موقع به سموم در سطح ١٠% همبستگی وجود داشت. در نهایت آنالیز واریانس نشان داد که فاکتورهای مختلف اقتصادی، اجتماعی و فنی بر روی میانگین هزینههای مدیریت مبارزه با آفات برنج تاثیر میگذارند. حسنی مقدم و همکاران (١٣٩١)، در پژوهشی دیگر به ارزیابی اقتصادی و تعیین موثرترین روش کنترل بیماری شانکر رایزوکتونیایی سیبزمینی پرداختند. بررسیهای فنی در چهار مرحله (گیاهچه، گلدهی، پس از گلدهی و برداشت)، در طول دورهی کشت اخذ گردید. نسبت هزینه به فایده به عنوان یک شاخص اقتصادی بود و مشخص گردید که کلیه روشهای مورد استفاده برای کنترل بیماری دارای توجیه اقتصادی هستند.
فصل سوم
مواد و روشهای تحقیق
3- 1- منطقه مورد مطالعه
3-1- 1- معرفی استان گیلان
از استان‌های شمالی ایران است. این استان، دارای مرز بین‌المللی با جمهوری آذربایجان است که از شمال به دریای خزر و کشور آذربایجان، از غرب به استان اردبیل، از جنوب به استان زنجان و قزوین و از شرق به استان مازندران محدود می‌شود. مساحت گیلان 14044 کیلومتر مربع و جمعیت آن طبق سرشماری ۱۳۹۱، 2،874،480 نفر است.
شکل 3-1. نقشه استان گیلان
استان گیلان ازسال ۱۳۴۴ درتقسیمات کشوری ایران به عنوان استان مستقل وارد شد. اقتصاد گیلان، بر پایه کشاورزی، دامداری، صید ماهی و پرورش زنبور عسل و کرم ابریشم استوار است. مهم‌ترین محصولات کشاورزی شامل برنج و چای می‌باشد که در شهرهای مختلف گیلان، کشت می‌شوند. زیتون نیز از دیگر فرآورده‌های زراعی است که کشت آن در شهرستان رودبار رایج است. مراکز مهم صید ماهی عبارتند از بندر آستارا، بندر کیاشهر و بندر انزلی. مهم‌ترین مراکز پرورش زنبور عسل عبارتند از اشکور بالا و پایین، عمارلو، دیلمان، آستارا و تالش. دامداری نیز در مناطق کوهپایه‌ای انجام می‌شود. گندم و جو، بادام زمینی، توتون و فندق نیز از دیگر محصولات زراعی گیلان می‌باشند که هنوز نیز به صورت انبوه در نقاط مختلف استان کشت می‌شوند. در دهه‌های اخیر با وجود رشد سریع جمعیت، نه تنها فعالیتهای اقتصادی در استان گیلان گسترش نیافته ‌است بلکه با انقباض روبرو بوده و برخی از رشته‌های مهم فعالیتی خود را نیز از دست داده ‌است. دخالت دولت در کنترل قیمت برنج و چای از راه واردات موجب کاهش قیمت این محصولات در سطحی پایین از سطح عمومی قیمتها و اعمال این هزینه بر کشاورزان گیلان شد. این سیاستها موجب انتقال ارزش افزوده کشاورزان گیلانی به سایر مناطق کشور شد و خدمات بازرگانی و صنعتی وابسته به آن نظیر شالیکوبی و چایسازی نیز به تعطیلی کشانده شدند. عدم سیاستهای مناسب هم منجر به کاهش شدید تولید صنایع دستی شد. آمار دولتی بیکاری در گیلان 5/14 درصد (ششم در ایران) است که تا ۲۵ درصد هم تخمین زده می‌شود. میزان بیکاری باسوادان بسیار بیشتر از بیکاری بیسوادان است (بینام، 1391).
3-1- 2- برنج در استان گیلان
استان گیلان با توجه به سه عامل فراوانی آب، خاک مستعد و مرغوب و تنوع آب و هوایی حدودا 400000 هکتار زمین کشاورزی دارد که 60 درصد از آن به بخش کشت برنج اختصاص دارد. استان گیلان دارای 230000 هکتار شالیزار است که به طور متوسط سالانه بیش از 700 هزار تن برنج سفید تولید میکند که این رقم معدل 30 درصد تولید برنج کشور است. با توجه به اینکه سطح مزارع برنج گیلان و مازندران تقریبا با هم مساوی است ولی مازندران به جهت کشت ارقام پرمحصول رتبه اول و گیلان به جهت اختصاص بیش از 3/2 مزارع به کشت ارقام بومی، مقام دوم کشور را دارد (بینام، 1391).
3- 2-1- شهرستانهای استان گیلان
بر اساس آخرين تقسيمات كشوري، تا پايان شهريور سال 1383، استان گيلان داراي 16 شهرستان، 48 شهر و 43 بخش، 109 دهستان و 2892 آبادي (2690 آبادي داراي سكنه و 202 آبادي خالي از سكنه) ميباشد. شهرستانهاي استان گيلان عبارتند از: آستاراـ آستانه اشرفيه ـ املش- بندرانزلي ـ تالش ـ رشت ـ رضوانشهرـ رودبارـ رودسرـ سياهكل ـ شفت ـ صومعهسرا ـ فومن ـ لاهيجان ـ

Leave a Comment