روی علف گندمی بیان کردند که نتایج تجزیه واریانس مرکب داده های مورفولوژیکی نشان داد که از لحاظ همه صفات بین جمعیتهای مورد مطالعه اختلاف معنیدار وجود داشت. مقایسه میانگین صفات مورفولوژیکی نشان داده است که جمعیت های ۴۰۰، ۱۳۶۹ و ۳۰۱۴ بیشترین میزان تولید علوفه را در بین جمعیت ها داشتند.
قابلیت هضم:
در برداشت مکرر (۲چین): ژنوتیپ ۱۷۵۵M با میانگین درصد قابلیت هضم ۵۰/۴۵ بالاترین و ژنوتیپ های ۱۷۵۵P4 و ۷۷۴M با میانگین درصد قابلیت هضم ۰۹/۴۳ کمترین درصد قابلیت هضم را داشتند.
در برداشت حفاظت شده (یک چین): ژنوتیپ ۳۰۱M با میانگین درصد قابلیت هضم۹۷/۴۱ در بالاترین و ژنوتیپ ۱۷۵۵P4 با میانگین درصد قابلیت هضم ۱۸/۴۰ کمترین درصد قابلیت هضم را داشتند.
در تجزیه مرکب دو نوع برداشت: نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تفاوت میانگین دو نوع برداشت برای صفت قابلیت هضم در سطح ۱ درصد معنی دار بود. میانگین کل درصد قابلیت هضم در محیط برداشت مکرر (۲چین) و حفاظت شده به ترتیب ۴۰/۴۴ و ۱۵/۴۱ درصد بود که نمایانگر کاهش قابلیت هضم ژنوتیپ ها در برداشت حفاظت شده (یک چین) بود. اثر ژنوتیپ در سطح ۱% معنی دار بود ولی اثر متقابل ژنوتیپ در محیط معنی دار نبود. ژنوتیپ های ۱۷۵۵M و ۱۷۵۵P4 به ترتیب با ۶۱/۴۳ و ۶۴/۴۱ درصد بیشترین و کمترین درصد قابلیت هضم داشتند (جدول ۴-۲)
بطور کلی در مجموع دو نوع برداشت ۱۳۶۰P8 ، ۱۷۵۵M، ۲۴۰M ، ۳۰۱M ، ۳۰۱P1 ، ۳۰۱P13 ، ۶۸۵M و ۶۸۵P11 بعنوان ارقام با کیفیت بهتر نسبت به سایر ژنوتیپ ها معرفی شدند.
با توجه به عملکرد علوفه ژنوتیپ های مذکور که در بخش قبل بیان شد برای مدیریت برداشت مکرر (۲چین) ژنوتیپ های ۱۳۶۰P8 و ۱۷۵۵M برای برداشت حفاظت شده (یک چین) نیز۶۸۵P11، ۳۰۱P1 و ۱۷۵۵M و در مجموع دو نوع برداشت ژنوتیپهای ۳۰۱P1، ۲۴۰M، ، ۱۷۵۵M بعنوان ارقام دارای هم عملکرد و هم کیفیت علوفه بهتر برای هر دو نوع برداشت معرفی شدند.
از میان صفات کیفی، درصد قابلیت هضم به عنوان مهمترین صفت شناخته شده است. درصد کربوهیدراتهای محلول در آب و درصد پروتئین خام در مرتبه اهمیت بعدی برای افزایش تولید لبنیات و قابلیت هضم به عنوان مهمترین صفت شناخته شده است. درصد کربوهیدرات های محلول در آب و درصد پروتئین خام در مرتبه اهمیت بعدی برای افزایش تولید لبنیات و گوشت قرار دارند (اسمیت و همکاران، ۲۰۰۳).
رحمانی و همکاران (۱۳۸۴) در پژوهشی بر روی علف گندمی بیان کردند که تفاوت میان ژنوتیپها و چین برداشت برای صفت قابلیت هضم علوفه معنیدار بود. اکوتیپ های ۱۷۲۷P12 و ۱۷۲۷P10 به ترتیب، بیشترین و کمترین درصد قابلیت هضم را داشتند. با این حال، در تجزیه مرکب داده های دو محیط آبی و دیم اکوتیپ ۵۲۹M بیشترین درصد قابلیت هضم را دارا بود. درصد قابلیت هضم به عنوان مهمترین مؤلفه صفات کیفی در گیاهان علوفه ای شناخته شده است (اسمیت و همکاران، ۲۰۰۷).
کربوهیدراتهای محلول در آب:
در برداشت مکرر (۲چین): ژنوتیپ ۷۷۴P4 با میانگین درصد ۲۷/۱۰ بالاترین و ژنوتیپ ۳۰۱P8 با میانگین درصد ۲۶/۹ کمترین درصد کربوهیدراتهای محلول در آب را داشتند.
در برداشت حفاظت شده (یک چین): ژنوتیپ۷۷۴P15 با میانگین ۰۸/۱۳ درصد بالاترین و ژنوتیپ ۳۰۱M با میانگین ۰۳/۱۲ کمترین درصد کربوهیدراتهای محلول در آب را داشتند.
در تجزیه مرکب دو نوع برداشت: تفاوت میانگین دو نوع برداشت برای صفت کربوهیدراتهای محلول در آب در سطح ۱ درصد معنی دار بود. میانگین کل درصد کربوهیدراتهای محلول در آب در محیط برداشت مکرر (۲چین) و حفاظت شده به ترتیب ۷۳/۹ و ۵۶/۱۲ درصد بود که نمایانگر بالاتر بودن درصد کربوهیدراتهای محلول در آب ژنوتیپ ها در برداشت حفاظت شده (یک چین) بود.
با توجه به عملکرد علوفه ژنوتیپ های مذکور که در بخش قبل بیان شد برای مدیریت برداشت مکرر (۲چین) ژنوتیپ های۳۰۱P14، ۷۷۴P7 و ۲۴۰M برای برداشت حفاظت شده (یک چین) نیز ۶۸۵P11 240M و ۳۰۱P8 و در مجموع دو نوع برداشت ژنوتیپ های های ۷۷۴P7، ۲۴۰M و ۷۷۴P4 بعنوان ارقام دارای هم عملکرد و هم کربوهیدراتهای بیشتر برای هر دو نوع برداشت معرفی شدند.
رحمانی و همکاران (۱۳۸۴) در پژوهشی بر روی علف گندمی بیان کردند که تفاوت میان ژنوتیپها برای صفت قندهای محلول معنیدار بود. برای درصد قندهای محلول در آب برای درصد قندهای محلول در آب ۴۰۵۶P4 و ۲۰۸P2 در شرایط دیم و ۲۰۸P2 در شرایط آبی بیشترین درصد قندهای محلول در آب را داشتند.
پروتئین خام:
در برداشت مکرر (۲چین): ژنوتیپ ۳۰۱P13 با میانگین درصد پروتئین خام ۴۶/۸ بالاترین و ژنوتیپ ۶۸۵M با میانگین ۵۳/۷ درصد کمترین درصد پروتئین خام را داشتند.
در برداشت حفاظت شده (یک چین): نتایج نشان داد که ژنوتیپ ۱۷۵۵P4 با میانگین ۰۵/۶ درصد بالاترین و ژنوتیپ های ۱۳۶۰P8 و ۶۸۵P11 با میانگین ۲۰/۵ درصد کمترین درصد پروتئین خام را داشتند.
در تجزیه مرکب داده های دو نوع برداشت: تفاوت میانگین دو نوع برداشت برای صفت درصد پروتئین خام در سطح ۱ درصد معنی دار بود. میانگین کل درصد پروتئین خام در محیط برداشت مکرر (۲چین) و حفاظت شده به ترتیب ۰۱/۸ و ۵۷/۵ درصد بود که نمایانگر بالاتر بودن درصد پروتئین خام ژنوتیپ ها در برداشت مکرر (۲چین) بود. دلیل بالا بودن درصد پروتئین برداشت مکرر (۲چین) برداشت زودتر از موعد بود. با توجه به عملکرد علوفه ژنوتیپ های مذکور که در بخش قبل بیان شد برای مدیریت برداشت مکرر (۲چین) ژنوتیپ ۱۳۶۰P8 برای برداشت حفاظت شده (یک چین) ۷۷۴P7و۰۱P1 در مجموع دو نوع برداشت ژنوتیپ ۳۰۱P1 عنوان ارقام دارای هم عملکرد و هم درصد پروتئین بیشتر برای هر دو نوع برداشت معرفی شدند (جدول ۴-۲).
رحمانی و همکاران (۱۳۸۴) در پژوهشی بر روی علف گندمی بیان کردند که تفاوت میان ژنوتیپها برای صفت پروتئین خام معنیدار بود. نتابج بدست آمده از تجزیه پروتئین خام نشان داد که در شرایط دیم اکوتیپ های ۵۲۹M، ۴۰۵۶M و در شرایط آبی اکوتیپهای ۵۲۹M و ۶۱۹P13به ترتیب بیشترین و کمترین درصد پروتئین خام داشتند. با توجه به گزارش جعفری و همکاران (۲۰۰۳) مبنی بر وجود همبستگی مثبت میان قابلیت هضم و پروتئین خام و همبستگی منفی میان پروتئین خام و درصد قند محلول در آب، این نتایج مورد انتظار است. درصد پروتئین خام بعد از قابلیت هضم و درصد قندهای محلول در آب در مرتبه سوم اهمیت برای تولید لبنیات و گوشت قرار دارد و افزایش آن یکی از اهداف اصلی در اصلاح گراسهای علوفه ای می باشد (اسمیت و همکاران، ۲۰۰۷). آژیر و همکاران (۱۳۸۹) در بررسی ای بر روی Agropyron cristatum بیان کردند که در مقایسه اکوتیپ ها به روش آزمون دانکن، اکوتیپهای ۲۰۸p8، ۲۰۸m، ۱۷۲۷m، ۱۷۲۲p7، ۲۰۸p13 و ۶۱۹p13 با دامنه ای بین ۲۸/۲۸ تا ۶۲/۱۹ بیشترین و اکوتیپ ۱۷۲۷m کمترین درصد پروتیین را داشتند . ترکان و همکاران (۱۳۸۶) نیز اعلام کردند، مرحله فنولوژیکی بر درصد پروتئین خام گونه ها به طور معنیداری مؤثر است، و لی بر درصد ADF اثر معنیداری ندارد.
درصد دیواره سلولی بدون همی سلولزADF:
در برداشت مکرر (۲چین): ژنوتیپ ۷۷۴M با میانگین ۵۲/۴۴ بالاترین و ژنوتیپ ۱۷۵۵M با میانگین ۷۴/۴۱ کمترین درصد ADF را داشتند.
برداشت حفاظت شده (یک چین): ژنوتیپ ۷۷۴P4 با میانگین ۲۵/۴۵ درصد بالاترین و ژنوتیپ ۳۰۱M با میانگین ۲۷/۴۳ درصد کمترین درصد ADF را داشتند.
در تجزیه مرکب دو نوع برداشت: تفاوت میانگین دو نوع برداشت برای صفت درصد ADF در سطح ۱ درصد معنیدار بود. میانگین کل درصد ADF در برداشت مکرر(۲چین) و حفاظت شده به ترتیب ۹۳/۴۲ و ۳۷/۴۴ درصد بود که نمایانگر بالاتر بودن درصد ADF ژنوتیپ ها در برداشت حفاظت شده (یک چین) بود. بالا بودن درصد ADF در مدیریت حفاظت شده به این دلیل است که با افزایش سن گیاه و افزایش طول ساقه به منظور استحکام به درصدADF افزوده میشود. با توجه به عملکرد علوفه برای مدیریت برداشت مکرر (۲چین) ژنوتیپ های ۷۷۴P7، ۲۴۰M، ۱۳۶۰P8 و ۱۷۵۵M برای برداشت حفاظت شده (یک چین)۱۷۵۵M ، ۶۸۵P11، ۷۷۴P7 و ۷۷۴P4 در مجموع دو نوع برداشت ژنوتیپ های ۳۰۱P1، ۲۴۰M، ۱۷۵۵M بعنوان ارقام دو منظوره با عملکرد بال و فیبر کم برای هر دو نوع برداشت معرفی شدند.
آژیر و همکاران (۱۳۸۹) در بررسی ای بر روی Agropyron cristatum بیان کردند که با توجه به اینکه میانگین کمتر درصد توجه به اینکه میانگین کمتر درصد ADF در کیفیت علوفه اهمیت دارد، بنابراین اکوتیپهای ۱۷۲۲m و ۲۰۸p8 با دامنه ای بین ۳۵/۴۱ تا ۹۵/۴۳ درصد، کمترین ADF را در دو شرایط آبی و دیم داشتند. رحمانی و همکاران (۱۳۸۴) در پژوهشی بر روی علف گندمی بیان کردند که تفاوت میان ژنوتیپها برای صفت درصد ADF معنیدار بود که نشاندهنده تنوع فنوتیپی ارزشمندی برای صفات کیفی در اکوتیپ های مورد استفاده می باشد (جدول ۴-۲).
ارزانی و همکاران (۱۳۸۵) نیز نشان دادند که کیفیت علوفه بر اثر پیشرفت مراحل رشد تغییر مییابد و بیشترین کیفیت علوفه مربوط به مرحله رشد رویشی و کمترین مقدار مربوط به مراحل پایانی دوره رشد است. عناصر معدنی نیز نقش مهمی در افزایش کیفیت علوفه دارند. یکی از روشهای تخمین عناصر معدنی اندازه گیری خاکستر کل است. ناصری راد (۱۳۸۳) همبستگی مثبت و معنی داری میان مؤلفه های کیفی از قبیل درصد هضم پذیری، درصد قندهای محلول و درصد پروتئین خام با خاکستر کل گزارش نمود و توصیه کرد که یکی از روشهای بهبود کیفیت گیاهان علوفه ای افزایش املاح معدنی گیاه است. رحمانی و همکاران (۱۳۸۴) در پژوهشی بر روی علف گندمی بیان کردند که از لحاظ درصد خاکسترکل، اکوتیپهای ۲۰۸M و ۱۷۲۷M بیشترین درصد خاکستر را به ترتیب در شرایط دیم و آبی دارا بودند در تجزیه مرکب داده ها، اکوتیپ های ۱۷۲۷M و ۴۰۵۶P1 به ترتیب کمترین و بیشترین درصد خاکستر را در دو محیط داشتند.
رحمانی و همکاران (۱۳۸۴) در پژوهشی بر روی علف گندمی بیان کردند که تفاوت میان ژنوتیپها برای صفت فیبر خام معنیدار بود. نتایج مقایسه تیمارها برای درصد فیبرخام نشان داد که ۵۲۹M و ۱۷۲۷M کمترین درصد فیبرخام به ترتیب در محیط دیم و آبی را دارا بودند. آژیر و همکاران (۱۳۸۹) در بررسی ای بر روی Agropyron cristatum بیان کردند که ضرایب همبستگی بین درصد ADF با قابلیت هضم و بین کربوهیدراتهای محلول با پروتئین خام منفی و معنیدار بود و به عبارت دیگر برای افزایش صفات کیفی لازم است از ارقامی که فیبر کمتری دارند استفاده شود .
به طور کلی مقایسه میانگین ژنوتیپهای مورد بررسی از نظز کلیه صفات نشان داد که از نظر وضعیت شادابی گیاه ژنوتیپهای ۱۷۵۵p4 و ۳۰۱m دارای بیشترین و کمترین مقدار هستند. ژنوتیپ ۱۷۵۵m از نظر صفات عملکرد علوفه و قابلیت هضم از مقادیر بیشتری نسبت به سایر ژنوتیپها بر خوردار بود. از

Leave a Comment