کار:
۱- استاندارد‌های وزنی و نمونه‌های مورد مطالعه را در شرایط یکسان الکتروفورز کرده و پس ازاتمام SDS-PAGE ژل را رنگ‌آمیزی نمائید.
۲- فاصله رنگ نشانگر (برموفنل بلو) و باندهای پروتئینی (لبه جلویی هر باند) را از ابتدای ژل جدا کننده اندازه‌گیری نموده، سپس حرکت نسبی هر پروتئین را RF را می‌توان از روی تصویر ژل نیز تعیین کرد‏.
۳- با توجه به اطلاعات مربوط به وزن مولکولی وRF پروتئین‌های استاندارد، منحنی استاندارد روی کاغذ نیمه لگاریتمی رسم شد. محور لگاریتمی کاغذ به وزن ملکولی اختصاص دارد. وزن ملکولی پروتئین‌های مورد مطالعه از روی منحنی استاندارد محاسبه شد. در حال حاظر انواعی از استانداردهای وزنی توسط شرکت‌های مختلف عرضه می‌شود. بعضی از این استانداردها رنگی بوده، بدون رنگ‌آمیزی قابل تشخیص هستند. انتخاب نوع استاندارد بایستی با توجه به محدوده وزنی پروتئین‌های مورد مطالعه و غلظت ژل پلی‌اکریل‌آمید (غلظت ثابت یا شیب غلظت) صورت گیرد. قابل توجه است که در هر ژل، با غلظت ثابت، رابطهRF و وزن مولکولی در محدوده کوچکی به صورت خطی بوده در این محدوده تخمین وزن مولکولی دقیق‌تر است. بنابراین بهتر است در ژل با درصد ثابت از استانداردهایی با وزن ملکولی پایین (LMW)، متوسط (MMW) یابالا (HMW) استفاده شود.
۴- استفاده از استانداردهای وزنی با طیف گسترده در ژل با غلظت ثابت مناسب نیست چرا که اغلب اجزاء این نوع استاندارد، در رسم منحنی استاندارد و تعیین وزن ملکولی شرکت ندارند. استانداردهای وزنی با طیف گسترده برای ژل‌های دارای شیب غلظت اکریل‌آمید مطلوب هستند.

۳-۷ روش‌های آماری مورد استفاده
اطلاعات حاصل از پروتیینهای کل به صورت باند های مجزای پروتئینی برای بذور مختلف روی صفحه ژل پلی اکریل آمید نمایان گردید. جایگاه هر یک از این باند ها از طریق حرکت نسبی (Relation Mobility) آنها مشخص و به صورت اعداد کمی بیان گردید. بر اساس وجود (عدد یک) یا عدم وجود هر باند (عدد صفر) در فواصل مختلف، نسبت به تشکیل ماتریس داده ها اقدام گردید.
میانگین تعداد باند‌ها (Na)، تعداد باندهای با فراوانی مساوی یا بیش از ۲۵% و ۵۰%، باندهای نادر (با فراوانی کمتر از ۵%)و هتروزیگوسیتی با نرم‌افزار GeneAlex (Peakal و Smouse، ۲۰۰۶) محاسبه گردید. تسهیم گوناگونی ژنتیکی درون و میان گروهی توسط آزمون واریانس ملکولی (AMOVA؛Excoffier و همکاران، ۱۹۹۲) و برنامه نرم افزاری (ARLEQUIN 1.1؛Schnieder و همکاران، ۱۹۹۷) تعیین شد. اهمیت هر جزء واریانس با آزمون permutation (Excoffier و همکاران، ۱۹۹۲) مطالعه شد. فاصله ژنتیکی میان جمعیتهای مختلف بر اساس معادله Nei (1978) برآورد شد. از آزمون Neighbor-Joining بانرم‌افزارMEGA (Tamura و همکاران، ۲۰۰۷) و روش تجزیه به مولفه‌های اصلی (Gower، ۱۹۶۶) برای تفسیر ماتریکس فاصله ژنتیکی استفاده شد.به منظور تعیین رابطه همبستگی بین جفت فواصل ژنتیکی، مرفولوژیکی و جغرافیایی از آزمون Mantel (1967) و نرم‌افزارGeneAlex (Peakal & Smouse, 2006) استفاده گردید. برای مطالعه رابطه بین ویژگیهای ژنتیکی، صفات مورفولوژی و جوانه‌زنی و مشخصات آب و هوایی و منطقه‌ای از روش پیرسون با استفاده از نرم افزازSpss19استفاده شد.

فصل چهارم
تجزیه و تحلیل داده ها

۴-۱- بررسی تنوع ژنتیکی ژنوتیپهای علف گندمی بر اساس صفات مورفولوژیکی
۴-۱-۱- تجزیه واریانس و مقایسه میانگینها:
قبل از انجام تجزیه واریانس صفات ابتدا مفروضات تجزیه واریانس مورد بررسی قرار گرفت. برای آزمون نرمال بودن خطاهای آزمایشی ابتدا دادههای اولیه صفات مورد مطالعه به جای اشتباههای آزمایشی مورد آزمون قرار گرفت، که تمام صفات از توزیع نرمال برخوردار بودند. غیر یکنواختی واریانسهای درون تیماری موجب افزایش خطای نوع دوم به هنگام مقایسه تیمارهای برخوردار از واریانس کمتر و افزایش خطای نوع اول به هنگام مقایسه تیمارهای دارای واریانس بیشتر میشود (ولیزاده و مقدم، ۱۳۹۱). پس از صادق بودن چنین مفروضاتی تجزیه واریانس صفات انجام شد. نتایج تجزیه واریانس مرکب داده های دو شرایط حفاظت شده و برداشت مکرر اثر شرایط برداشت برای کلیه صفات، اثر ژنوتیپ برای صفات عملکرد علوفه، درصد قابیلت هضم و درصد ADF و اثر متقابل ژنوتیپ در چین برای صفات عملکرد علوفه و درصد پروتئین خام معنی دار بود (جدول۴-۱).
وضعیت رشد (در برداشت مکرر ۲چین): نتایج مقایسه میانگین ها نشان داد که ژنوتیپ ۶۸۵M با نمره ۹۷/۳ بیشترین و ژنوتیپ۲۴۰P15 با نمره ۲۸/۳ کمترین وضعیت شادابی را داشتند.
وضعیت رشد (در برداشت مکرر ۱ چین): تفاوت بین ژنوتیپها معنی دار نبود با این وجود ژنوتیپ ۷۷۴P4 با نمره ۸۳/۳ بیشترین و ژنوتیپ۳۰۱P1 با نمره ۵۸/۲ کمترین وضعیت شادابی را داشتند (جدول۴-۲).
در تجزیه مرکب دو نوع برداشت: نتایج تجزیه واریانس دو نوع برداشت نشان داد که تفاوت میانگین دو نوع برداشت برای وضعیت شادابی در سطح ۱ درصد معنی دار بود. میانگین کل وضعیت رشد در محیط برداشت مکرر (۲چین) و حفاظت شده به ترتیب ۶/۳ و ۱۶/۳ بود که نمایانگر رشد بهتر ژنوتیپها در برداشت مکرر (۲چین) بود. ژنوتیپ های ۱۳۶۰P8 و ۳۰۱M با نمره ۷۴/۳ و ۱/۳ بیشترین و کمترین وضعیت شادابی داشتند (جداول۴-۲).
رحمانی و همکاران (۱۳۸۴) در پژوهشی بر روی علف گندمی بیان کردند که تفاوت میان ژنوتیپها و چینهای برداشت برای صفت وضعیت شادابی معنیدار بود. آژیر و همکاران (۱۳۸۹) در بررسی ای بر روی Agropyron cristatum بیان کردند که تفاوت معنیداری بین اکوتیپهای مختلف این گیاه بود. همچنین طبق گزارش این محققان ضرایب همبستگی بین عملکرد علوفه با وضعیت شادابی در هر دو محیط مثبت و معنی دار بود. همچنین در شرایط دیم رابطه بین عملکرد علوفه با صفات درصد کربوهیدراتهای محلول در آب و درصد خاکستر به ترتیب مثبت و منفی و معنی دار بود . بدین ترتیب رابطه بین صفات فنولوژیکی (تاریخ گلدهی و گرده افشانی) در هر دو محیط بطور ثابتی مثبت و معنیدار بود. در محیط دیم رابطه بین گرده افشانی با درصد قابلیت هضم منفی و با درصد ADF مثبت و یدار بود. به عبارت دیگر، در شرایط دیم ارقام زودرس هضم پذیری بیشتری داشتند.
عملکرد علوفه:
در برداشت مکرر (۲چین): ژنوتیپ ۱۷۵۵M با میانگین ۱۵۳۱ کیلوگرم در هکتار بیشترین و ژنوتیپ ۶۸۵P11 بامیانگین ۹۹۷ کیلوگرم درهکتار کمترین عملکرد علوفه را داشتند
در برداشت حفاظت شده (یک چین): ژنوتیپ۷۷۴P4با میانگین عملکرد ۴۱۹۴ بیشترین و ژنوتیپ ۷۷۴M با میانگین عملکرد ۲۰۸۶ کمترین عملکرد را داشتند.
در تجزیه مرکب دو نوع برداشت: نتایج تجزیه واریانس دو نوع برداشت نشان داد که تفاوت میانگین دو نوع برداشت برای عملکرد علوفه در سطح ۱ درصد معنی دار بود. میانگین کل عملکرد علوفه در محیط برداشت مکرر (۲چین) و حفاظت شده به ترتیبب ۱۲۸۸ و ۳۱۳۰ کیلوگرم درهکتار بود که نمایانگر رشد بهتر ژنوتیپ ها در برداشت حفاظت شده (یک چین) بود. اثر ژنوتیپ و اثر متقابل ژنوتیپ در محیط به ترتیب در سطح ۱% و ۵% معنی دار بود. ژنوتیپ های ۱۷۵۵M و ۷۷۴M به ترتیب با ۲۷۳۹ و ۱۷۶۲ کیلوگرم درهکتار بیشترین و کمترین عملکرد علوفه داشتند (جداول۴-۲).
بطور کلی در برداشت مکرر (۲چین)۱۷۵۵M با عملکرد ۱۵۳۰در برداشت حفاظت شده (یک چین) ۷۷۴P4 با ۴۱۹۰ برتر بودند و می توان از آنها بعنوان ارقام جدید استفاده نمود. با توجه به اینکه در گیاهان علوفه ای استفاده از ارقام مصنوعی و ارقام چند لاینی متداول است. در مجموع دو نوع برداشت ژنوتیپ های ۷۷۴P7، ۳۰۱P1، ۲۴۰M، ۳۰۱P8، ۷۷۴P41755M با عملکرد ۲۴۰۰ لغایت ۲۷۰۰ کیلوگرم بعنوان ارقام دو منظوره برای هر دو نوع برداشت معرفی شدند.
محمدی و همکاران (۱۳۸۹) در پژوهشی بر روی علف گندمی بیان کردند که ژنوتیپ های برگزیده برای تمام صفات به غیر از تعداد ساقه و قطر یقه چین اول تفاوت آماری معنیداری نشان دادند که حاکی از اختلاف فاحش بین آنها و نیز تنوع بالا از نظر صفات فنولوژیک، مورفولوژیک و زراعی میباشد. به عنوان مثال دامنه عملکرد علوفه چین اول تا چین آخر از ۱۷۱ تا ۳۲۵۰ گرم در بوته متغییر بود که نشان میدهد تفاوت بین حداقل و حداکثر صفت حدود ۱۸ برابر میباشد. وجود دامنه تغییرات وسیع برای اکثر صفات نشان میدهد که انتخاب برای اهداف مختلف در این ژرم پلاسم میتواند سودمند باشد. این روند تغییرات و نیز افزایش عملکرد علوفه در چین های مختلف برداشت را میتوان به توسعه سیستم ریشه ای و جذب بیشتر آب و و مواد غذایی نسبت داد.
افزایش عملکرد علوفه هدف اصلی اصلاح گران گیاهان علوفه ای می باشد. اما عملکرد علوفه صفتی پلی ژن است و وراثت پذیری آن در اکثر نباتات علوفه ای کم است. به همین جهت، یکی از روشهای غیرمستقیم در افزایش عملکرد علوفه، استفاده از صفات همبسته با وراثت پذیری بالا است. با توجه به وراثت پذیری بالا و همبستگی ژنتیکی مثبت و معنی دار میان صفات ارتفاع بوته و تراکم پنجه با عملکرد علوفه، هرگونه تلاش در گزینش ارقام پابلند و پرپشت موجب افزایش عملکرد گیاهان علوفه میشود (جعفری و همکاران، ۱۳۸۱).
در اصلاح گراسها، افزایش همزمان عملکرد و کیفیت علوفه از اهمیت ویژه ای برخوردار است و به عنوان یکی از اهداف اصلی در معرفی ارقام اصلاح شده می باشد. گزارشهای متعددی مبنی بر وجود تنوع برای عملکرد و کیفیت علوفه در گراسهای علوفه ای منتشر شده است (جعفری و همکاران، ۲۰۰۳).
رحمانی و همکاران (۱۳۸۴) در پژوهشی بر روی علف گندمی بیان کردند که تفاوت میان ژنوتیپها برای صفت عملکرد علوفه معنیدار بود. میانگین عملکرد علوفه، برای اکوتیپ های ۲۰۸P8 و ۵۲۹M خشک علوفه را در هر دو محیط تولید نمودند. اکوتیپ ۵۲۹M به رغم دارا بودن بیشترین درصد قابلیت هضم و پروتئین خام، از لحاظ عملکرد علوفه بسیار ضعیف بود. با این حال این اکوتیپ با تاریخ خوشه دهی زودتر از سایر اکوتیپ ها دارای ژنهای مطلوبی از لحاظ زود رسی و کیفیت خوب است که می توان از آن در برنامه های اصلاحی استفاده کرد و ژن های آنرا از طریق دورگ گیری به ارقام پر محصول منتقل نمود. رحمانی و همکاران (۱۳۸۵) تنوع چشمگیری را برای عملکرد و کیفیت علوفه در Agropyron cristatum در شرایط آب و هوایی لرستان گزارش نمودند. همچنین رحمانی و همکاران (۱۳۸۸) اعلام کردند که ارقام زودرس و پرمحصول قابلیت سازگاری بیشتری در این گونه دارند. آژیر و همکاران (۱۳۸۹) در بررسی ای بر روی Agropyron cristatum بیان کردند که در مقایسه اکوتیپ ها به روش آزمون دانکن، اکوتیپهای ۲۰۸p8، ۲۰۸s، ۴۰۵۶p4 و ۶۱۹p13 در شرایط آبی در شرایط آبی ۱۳۳۶ تا ۱۱۳۸ کیلوگرم در هکتار نسبت به سایر اکوتیپ ها، عملکرد بیشتری داشتند.
تقی زاده و همکاران (۱۳۸۹) در پژوهشی بر

Leave a Comment